شاید براتون پیش اومده باشه در جلسه ای شاهد اضطراب بیش ازاندازه ی همکارتان واسه معرفی ایده اش باشین؛ یا مجبور باشین خود رو واسه رویارویی با یکی از زیردستانتان که خلاق و بااستعداده، اما کارکرد ضعیفی داره آماده کنین؛ یا ناظر همکارتان باشین که پس از نرسیدن به نتیجه دلخواه در جلسه ی معرفی محصول، باید به سراغ اعضای تیمش برود که خسته و ناامید منتظر راهنمایی اون هستن.

همه ما اینجور موقعیتایی رو تجربه کردیم. چیزی که در اینجور موقعیتای به ما کمک می کنه، کاریزماست. اما کاریزما چیه؟ کاریزما به معنی توانایی انتقال پیامی روشن، الهام بخش و رؤیاگونهه که مخاطب رو مسحور می کنه و بهش انگیزه می ده. اما چه جوری کاریزما رو فرابگیریم؟ افراد بسیاری فکر می کنن کاریزما یادگرفتنی نیس و افراد کاریزماتیک با این ویژگیِ ذاتی به دنیا بین. یعنی نمیشه با آموزش کسی رو به «وینستون چرچیل» تبدیل کرد!

درسته که نمیشه افراد رو به شخص دیگری تبدیل کرد، اما میشه کاریزما رو فراگرفت. کاریزما خصلتی کامل ذاتی نیس، بلکه مهارتی آموختنی یا دست کم یه سری از مهارت هاست که کاربردشان قدمتی طولانی داره. تحقیقات نشون دادن کسائی که «فنون رهبری کاریزماتیک» رو فرا گرفتن، در نگاه بقیه موثر تر و قابل اعتمادتر هستن و بیشتر به عنوان رهبر پذیرفته می شن. در این مقاله به شما می گیم چه جوری مدیران می تونن این فنون رو در خود پرورش دهند و تقویت کنن. مثل ورزش کاری که واسه برنده شدن به تمرین سخت و نقشه مناسب احتیاج داره، رهبران هم واسه کاریزماتیک شدن باید این فنون رو فرا بگیرن، سخت کوشانه اونا رو تمرین کنن و روش مناسبی واسه اجرا اونا داشته باشن. واسه تبدیل شدن به فردی کاریزماتیک، با ما همراه شید.

 

کاریزما چیه؟

کاریزما از ارزشا و احساسات ریشه میگیره. به باور ی ارسطو اثر کاریزما به دلیل کیمیای اندیشه، اخلاقای انسانی و حس همدردیه. یعنی دیگر، واسه قانع کردن بقیه باید کلامی مستدل و قوی داشته باشین، اعتبار شخصی و اخلاقی تون رو نشون بدین و بعد احساسات و اشتیاق پیروانتان رو برانگیزید. رهبری که خوب از عهده ی این سه بربیاید، می تونه با دست گذاشتن روی امیدا و آمال پیروانش براشون هدف مشخص کنه و به اونا واسه انجام کارای بزرگ انگیزه بده.

کاریزما چیه و چیجوری باعث تأثیرگذاری می شه؟ آموزشی

طبق نتایج بعضی تحقیقای بزرگ، کاریزما می تونه سرمایه ای غیر قابل ارزش گذاری در بخش ی کاری باشه. سیاست مداران هم از اهمیت اون آگاه ان. اما خیلی از مدیران اعتقادی به کاریزما ندارن، شاید به خاطر اینکه نمی دونن چه جوری اونو به کار بگیرن یا فکر می کنن اجرا اون به آسونیِ سبکای رهبری دیگر نیس. اما تردیدی نیس که رهبران واسه جلب اعتماد پیروانشان، مدیریت عملیات جور واجور و تعیین راه حل، به مهارتای فنی مختلفی احتیاج دارن. اونا امکان استفاده از توبیخ و تشویق رو دارن. اما تأثیرگذارترین رهبرها واسه تحقق اهدافشان رهبری کاریزماتیک رو در اولویت قرار میدن.

چندین تکنیک کلیدی واسه رهبری کاریزماتیک هست. بعضی از اونا در مورد ی سخنوری هستن، یعنی دسته «فنون کلامی»: کنایه، تشبیه، مقایسه، داستان گویی، کاربرد اختلاف، سوالای (استفهام) تأکیدی یا انکاری، عبارت سه بخشی، صحبت از محدود کردنای اخلاقی، درخشش حالات داخلی تیمتون، تعیین اهداف سطح بالا و تزریق اعتماد به نفس و باور به اینکه این اهداف قابل رسیدن هستن. فنون غیرکلامی هم اهمیت دارن، مثل آوای سرزنده، تغییرات چهره و زبون بدن .

البته رهبران می تونن تکنیکای دیگری رو مثل ایجاد احساس ضرورت، برگشت به تاریخچه امیدبخش، تکرار، تأکید بر ازخودگذشتگی یا شوخ طبعی به کار بگیرن. اما فنونی که قبلا به اونا اشاره کردیم، تقریبا در همه زمینه ها اثر بیشتری دارن. تحقیقات نشون دادن کسائی که این فنون رو به درستی به کار می برن، می تونن پیروانشان رو دور چشم انداز مشخصی متحد کنن. به طورمثال در ۸ مورد از ۱۰ انتخابات ریاست جمهوری گذشته در آمریکا، نامزدی که فنون زبانی رهبری کاریزماتیک رو بهتر به کار برده، پیروز رقابت بوده. در قیاس با مهارتای ارائه خوب (مثل ساختار کلام، نشون گذاری شفاف، زبون قابل فهم، ضرب آهنگ گفتار و آرامش سخن گو)، مهارتای رهبری کاریزماتیک در اینکه افراد، شخص رو قابل اعتماد، شایسته و مناسب رهبری بدونن، اثر بیشتری داره. اما به نظر می رسه این مهارتای مهم، در دنیای کسب وکار خیلی شناخته شده نیستن. مدیرانی که اونا رو به کار می گیرن، طی آزمون وخطا و به شکلی ناآگاهانه اونا رو فراگرفته ان. فراگرفتنِ این مهارت ها رو نباید به شانس واگذار کرد.

کاریزما چیه و چیجوری باعث تأثیرگذاری می شه؟ آموزشی

آرامش

آموزش مهارتای رهبری کاریزماتیک این طور شروع می شه: توضیح معنی کاریزما و نمایش اخبار و ویدئوهایی که نمونه هایی رو در کسب وکار، ورزش و سیاست معرفی می کنن. بعد مدیران باید تکنیکایی رو که در فیلما دیده ان، با خودشون و در مقابل بقیه تمرین کنن. یه گروه از مدیران اروپایی بین رده (با متوسط سنی ۳۵ سال) پس از انجام این کار، تونستن میزان کاربرد مهارتای رهبری کاریزماتیک رو به دو برابر برسانند. درنتیجه، میزان عددیِ برداشت ناظران از اونا به عنوان کسی که لیاقت رهبری داره، به طور متوسط ۶۰درصد زیاد شد. این مدیران پس از بازگشت به کار، تونستن خوب مهارت ها رو به کار بگیرن. درمورد گروه دیگری از مدیران یکی از شرکتای بزرگ سویسی (با متوسط سنی ۴۲ سال) هم نتایج مشابهی به دست اومد. به طورکلی ۶۵درصدِ مدیرانی که فنون رهبری کاریزماتیک رو فرا گرفتن، به عنوان رهبر، پذیرشی بالاتر از حد متوسط در بین بقیه دارن. این رقم واسه مدیرانی که این فنون رو فرانگرفته ان، تنها ۳۵درصده.

هدف از فرا گرفتن مهارتای رهبری کاریزماتیک نه تنها استفاده از اونا در سخنرانیای عمومیه، بلکه اجرا اونا در مکالمات روزمره و یعنی تبدیل شدن به رهبری همیشه کاریزماتیکه. این مهارت ها به دلیل ایجاد رابطه احساسی با پیروان، کارساز هستن، حتی بااینکه شما رو قوی تر و شایسته احترام بیشتری نشون میدن. «کاریزما» به زبون یونانی به معنی «موهبت» است. با استفاده ی درست از مهارتای رهبری کاریزماتیک این موهبت رو در خود نمایان کنین.

حالا به مهارت ها می پردازیم.

رابطه، مقایسه و اختلاف

کاریزما چیه و چیجوری باعث تأثیرگذاری می شه؟ آموزشی

کنایه در موقعیتای کاری هم تاثیرگذاری بالایی داره. مثلا در روبرو شدن با تغییر جای یهویی و لازم، مدیرِ خوب می تونه این جور کارکنانش رو آماده کنه: «وقتی این خبر رو از هیئت مدیره شنیدم، مثل این بود که پس از چند سال انتظار به کسی خبر بچه دارشدنش رو بدن! فرقش اینه که به جای ۹ ماه فقط ۴ ماه وقت داریم خودمون رو آماده کنیم.» کارکنان متوجه می شنوه قراره زمان سختی رو بگذروند، اما آخرسر از نتیجه این انتقال خشنود هستن.

داستانا و حکایتا هم به درگیرکردن شنونده و ایجاد رابطه اون با گوینده کمک می کنن. حتی کسائی که طبیعت داستان سرایی ندارن، می تونن به شکلی موثر از اون بهره بگیرن. به سخنرانی بیل گیتس در دانشگاه هاروارد توجه کنین. ببینین چه جوری دانشجویان رو متوجه مسئولیتای گسترده تر و والاتری می کنه: «مادرم همیشه من رو به کمک کردن به بقیه تشویق می کرد. چند روز پیش از مراسم عروسی م، اون نامه ای رو که واسه همسرم ملیندا نوشته بود، در یک مهمونی خوند. مادرم در حالی که به سختی مریض بود و با سرطان می جنگید، این فرصت رو واسه انتقال پیامش به بقیه از دست نداد. اون نامه ش رو این طور تموم کرد: ’از کسائی که نعمتای بیشتری نصیبشان شده، انتظار میره بخشنده تر باشن!‘»

یکی از مدیران مورد مشاهده ی ما واسه انگیزه دادن به کارکنانش در دوره بحران، این داستان رو تعریف کرد: «این وضعیت من رو یاد زمانی می ندازه که در ارتفاعات گاشربروم بودم. من و هم تیمی هام به هوای بدی خوردیم. حتی ممکن بود جون سالم به در نبریم! اما با همکاری و اتحاد از عهده ش براومدیم و غیرممکن رو ممکن کردیم!» این داستان به کارکنان اطمینان و انگیزه داد.

استفاده از اختلاف، یکی از مهارتای کلیدی رهبری کاریزماتیکه، چون منطق و احساس رو با هم ترکیب می کنه. با استفاده از اختلاف، موقعیتتان رو با گذاشتن اون در برابر موقعیتی مخالف توضیح می کنین. این کار بیشتر اثر احساسی زیادی داره. به این گفته جون اف کندی توجه کنین: «به دنبال این نباشید که کشورتون چه خدمتی به شما می کنه؛ ببینین از دست شما چه کاری واسه کشورتون برمیاد!» استفاده از اختلاف یکی از آسونترین مهارت هاست، اما به اندازه کافی استفاده کرده نمی شه. مثلا واسه تحریک اعضای یک تیم کاریِ خنثی و بی حرکت، میشه به اونا گفت: «به نظر می رسه شما بیش ازانداره حالت دفاعی دارین؛ باید بیشتر حالت تهاجمی داشته باشین.» (البته این می تونه کنایه هم باشه.) این مثال رو مدیری دیگر در معرفی خودش به کارکنان به کار گرفت: «من مایل بودم به بخش پزشکی منتقل بشم؛ نه به خاطر اینکه بهترین موقعیت رو داره، بلکه به این خاطر که باور دارم ما می تونیم اونو به جایگاه زیادی برسونیم تا هم به شرکت کمک کنیم و هم جون آدما رو نجات بدیم.»

درگیرکردن مخاطب و خلاصه سازی پیام

کاریزما چیه و چیجوری باعث تأثیرگذاری می شه؟ آموزشی

شاید استفاده از استفهام انکاری یا تأکیدی، روشی تکراری به نظر برسه، اما رهبران کاریزماتیک بیشتر وقتا واسه جذب و درگیرکردن مخاطب از اون استفاده می کنن. این سؤالا ممکنه جواب روشنی داشته باشن یا اینکه معمایی باشن که پاسخش در آینده مشخص میشه. بازم به مارتین لوتر کینک اشاره می کنم که گفته بود: «از فعالان حقوق مدنی می پرسند: ’چه کنیم راضی بشین؟‘» و بعد بر این نکته تأکید کرد که کسائی در جامعه مورد بی عدالتی واقع می شن، هیچوقت راضی و خشنود نیستن. «آنیتا رودیک» (Anita Roddick) بنیان گذار «بادی شاپ» در توضیح اینکه چه چیز باعث شد اون جنبش مسئولیتای اجتماعی رو شروع کنه، این طور گفت: «خیلی ساده بود. به این فکر می کردم که چه جوری میشه کسب وکار رو مهربون تر کرد؟ چه جوری اونو در بطن جامعه بذاریم؟ چه جوری میشه جامعه رو هدفی اجتماعی واسه کسب وکار تعریف کرد؟»

این مطلب رو هم توصیه می کنم بخونین:   کاشت مو؛ شکل های جور واجور روش ها، امتیازات، مشکلات و مراقبت های لازم اون

این مهارت در گفت وگوهای خصوصی هم مؤثره. مثل این گفت وگوی یک مدیر با یکی از کارمندان ضعیفش: «می خوای از اینجا به کجا برسی؟ برگردی به اتاقت و واسه خودت تأسف بخوری، یا می خوای به بقیه نشون بدی از عهده ی چه کارایی برمیای؟» نمونه دیگر، پاسخیه که یکی از مدیران آی .تی، به خواسته غیرمنطقی رئیسش می ده: «به نظرتون چه جوری می شه موتور هواپیما رو در حال پرواز تعمیر کرد؟»

عبارت سه بخشی یکی دیگر از ترفندهای مؤثر واسه قانع کردن دیگرونه، چون چکیده ای از نکته های کلیدی هر پیام جفت و جور می کنه. به چه دلیل سه؟ چون بیشترِ افراد در هر بار سعی می تونن ۳ چیز رو به ذهن بسپارند. این باور هست که واسه اثبات یک روند، ۳ بار تکرار کافیه. ضمنا عدد ۳ حس کامل شدن رو به افراد منتقل می کنه. عبارت سه بخشی سه کار مهم و لازم واسه کسب موفقیت رو برجسته می کنه.

به این نمونه ها هم توجه کنین:

ما بهترین محصول بازار رو تولید می کنیم. بهترین تیم کاری رو داریم. اما هنوز به هدف فروشمان نرسیده ایم!

می تونیم با راهبردی سه مرحله ای وضعیت رو تغییر بدیم: اول باید به عقب برگردیم و مشخص کنیم کدوم کارمون درست بوده؛ بعد باید اشتباهاتمان رو پیدا کنیم؛ در آخر باید طرحی بریزیم که که بتونیم طبق ی اون هیئت مدیره رو قانع کنیم منابع لازم رو واسه اصلاح اشتباهات به ما بده.

نمایش درستی، قدرت و اشتیاق

کاریزما چیه و چیجوری باعث تأثیرگذاری می شه؟ آموزشی

صحبت از محدود کردنای اخلاقی و پرداختن به احساسات و حالات داخلی تیمتون، حتی اگه منفی باشن، با پرده برداشتن از ویژگیای شخصیتتان، به تحکیم اعتبارتان میرسه. باعث می شه مخاطبتان با شناسایی این ویژگیا خودشو همگام و همراه شما ببینه. در آخر جنگ جهانی دوم و در روز پیروزی، چرچیل احساسات مردم بریتانیا رو تحت اثر قرار داد و روح شرافت، شهامت و همدلی رو در اونا دمید. اون این طور گفت: «امروز از اونِ شماس. این پیروزیِ یک حزب یا طبقه نیس؛ این پیروزی همه ملت انگلستانه. ما اولین کسائی بودیم که در این جزیره شمشیرهایمان رو در مقابل استبدادگران بیرون کشیدیم و به تنهایی در مقابل اونا ایستادگی کردیم. بمبا بر سرتون افتاد، اما هیچ مرد و زن و بچه ای پا پس نکشید… حالا ما از کشمکشی مرگ بار سر بر آوردیم؛ دشمنِ دهشتناک ما از پا درآمده و در انتظار قضاوت و بخشش ماست.»

کاریزما چیه و چیجوری باعث تأثیرگذاری می شه؟ آموزشی

نمونه موثر دیگری از اشاره به اخلاقیات و بعضی مهارتای دیگر رو در کلام مدیر یک سازمان مردم نهاد ببینین که به دنبال ایجاد تغییرات لازم در زنجیره تأمینه: «فکر می کنین کی هزینه موفق نبودنِ برنامه هامون رو می ده؟ خیرین و اهداکنندکان متوجه اون نمی شن، بلکه کودکانی که ما درواقع باید به اونا کمک کنیم، یک شب دیگر هم با شکم خالی به خواب می رن. جدا از هدردادن پول، اجرای این برنامه کار درستی نیس، چون تغییر و اصلاح اون بسیار ساده س!.» و اینم نمونه ای از اشاره به حالات داخلی تیم کاریه که در کلام یکی از مدیران آی .تی در رویارویی با اعضای رنجیده خاطر تیمش می ببینن: «من احساسات و افکار شما رو می فهمم، چون خودمم همین احساس رو دارم. همه ما احساس ناامیدی و بی انگیزگی می کنیم. بعضی هاتون از شبا بی خوابی، نا آرومی و اضطرابی که حتی تو خونه هم رهاتون نمی کرد با من صحبت کرده بودین. الان من هم احساس می کنم کارم بیهوده بوده. می دونم بعد از اون همه کار و سعی چقدر سخته با این حقیقت کنار بیاییم که موفقیت رو وقتی از دست دادیم که تو مشتمون بود. اما این وضعیت زیاد طول نمی کشه؛ من یه نقشه دارم!»

کاریزما چیه و چیجوری باعث تأثیرگذاری می شه؟ آموزشی

یکی دیگر از مهارتایی که به رهبران کاریزماتیک در ایجاد اشتیاق کمک می کنه و الهام بخش پیروانه، تعیین اهداف سطح بالاست. گاندی در سخنرانی معروف خود «هندوستان رو آزاد کنین» هدفی تقریبا غیرممکن رو معرفی کرد و اون آزادی مردم هند از سلطه ی انگلستان بدون استفاده از خشونت بود. نمونه ای در دنیای کسب وکار که بسیار هم معروفه، جمله مدیر عامل قبلی شارپ، کاتسوهیکو ماشیداست. اون در سال ۱۹۹۸، زمانی که شارپ وضعیت مناسبی نداشت و بازار در تصرف تلویزیونای لامپی بود و ایده ی نمایشگرهای ال .سی .دی خیلی قابل تکیه نبود، واسه روحیه دادن به کارکنان شرکت جمله ای به زبون آورد که کسی فکرش رو هم نمی کرد: «تا سال ۲۰۰۵ ما به جایی می رسیم که در ژاپن فقط تلویزیون ال .سی .دی می فروشیم.»

البته ایجاد باور به اینکه این اهداف، در دسترس ان، اهمیت زیادی داره. گاندی این اینجور به مردم قوت قلب می داد: «دولت انگلستان نمیتونه مانع آزادی ما بشه، به شرطی که آماده ی از جون گذشتگی باشیم.» اون بعدتر به شکلی روشن تر گفت: «حتی اگه سازمان ملل در مقابل من باشه، حتی اگه مردم هند ازم بخوان، من خواهم گفت: ’شما اشتباه می کنین. هندوستان آزادی اش رو بدون خشونت پس میگیره.‘ من به راهم ادامه میدم، نه فقط واسه هندوستان، بلکه به خاطر مردم دنیا. حتی اگه من روز آزادی رو نبینم، پرهیز از خشونت ادامه دار هستش.» «ماشیدا» رؤیایش رو خود واسه مهندسان شارپ توضیح داد و اونا رو از هدف خطر آمیزش آگاه کرد. این هدف به مهم ترین پروژه شرکت تبدیل شد، افراد مختلفی از تیم تولید تلویزیون و ال .سی .دی مشغول به کار در این مورد شدن و به اونا اعلام شد که این پروژه واسه باقی موندن شارپ حیاتیه. به سخنان مدیری دقت کنین که پس از اتفاق مشکلی اساسی در روند کار با اعضای تیمش صحبت می کنه: «داریم به پایان مهلتمون نزدیک میشیم. شاید تیمای دیگه نگران و دستپاچه بِشَن، اما ما مثل تیمای دیگه نیستیم! من می دونم که شما از عهده ی هر چالشی بر میاید. من به تک تک شما باور دارم و می دونم ما با هم می تونیم نمونه ساده رو تا سه ماه دیگه آماده کنیم. بیایید کاری رو بکنیم که به خاطرش اینجاییم: ما باهوشیم و تجربه کافی داریم؛ فقط کافیه که بخوایم! این فرق ما با تیمای دیگه ست.» اشتیاق و همدلی محقق نمی شه، مگه اونکه رهبر به راستی باور داشته باشه رسیدن به هدف و چشم انداز ممکنه.

سه مهارت غیرکلامی لحن صدا، بدن و چهره هم نقشی کلیدی در ایجاد کاریزما دارن. این مهارت ها به خودی خود در افراد شکلنمی گیرن. ممکنه در فرهنگای جور واجور حساسیتایی بسازن. مثلا چیزی که در بعضی مناطق آسیایی به معنی اشتیاق بسیاره، ممکنه در مناطق جنوبی اروپا به عنوان سکوت بیش ازحد برداشت شه. به هرحال فراگرفتن و تمرین این مهارت ها هم اهمیت زیادی داره، چون بررسی اونا آسون تر از بررسی مهارتای زبانیه. این مهارت ها با نشون گذاری سخنانتان به جلب توجه مخاطبان کمک می کنن.

اجرا مهارت ها

کاریزما چیه و چیجوری باعث تأثیرگذاری می شه؟ آموزشی

حالا که مهارت ها رو شناختید، چه جوری می تونین از اونا استفاده کنین؟ خیلی ساده: آماده سازی و بعد اجرا. وقتی سخنرانی یا ارائه ای رو طراحی می کنین باید استفاده از این فنون رو در برنامه تون بذارین و بعد سخنرانی و ارائه تون رو طبق برنامه تمرین و تکرار کنین. پیشنهاد می کنیم مدیران پیش از گفت وگوهای رودررو یا جلسه با اعضای تیم و هر موقعیت مربوط به قانع کردن بقیه، استفاده از این فنون رو در نظر بگیرن. بهتره خود رو به چندین مهارت مسلط کنین، مهارتایی که در اجرا اونا مشکلی ندارین، طوری که طبیعی و ناخودآگاه به اجرا دربیایند یا دست کم این طور به نظر برسه. مدیران این تکنیکا رو در جمع، تمرین و بازخورد دریافت می کنن. می تونین از دوست یا همکارتان بخواهید شاهد تمرین شما باشه یا تمرینتان رو ضبط و بعد اونو نقد کنین.

احتیاجی نیس در هر بحث و گفت وگویی همه این تکنیکا رو به کار بگیرین، بلکه استفاده از ترکیبی متعادل از اونا کافیه. با تمرین و با گذشت زمان این مهارت ها رو در موقعیتای جور واجور بدون اینکه فکر کنین، خود به خود انجام میدید.

اگه فکر می کنین فراگرفتن این مهارت ها فایده ای نداره چون کاریزما در ذاتتون نیس، اشتباه می کنین. تحقیقات نشون دادن افرادی با کمترین درجه کاریزما تونسته ان با یاد گرفتن و اجرا این مهارت ها فاصله شون رو با مدیرانی که ذاتا ویژگیای کاریزماتیک داشتن خیلی کاهش بدن. درسته که با آموزش نمیشه کسی رو به چرچیل یا مارتین لوتر کینگ تبدیل کرد، اما با استفاده از این مهارت ها در نظر بقیه کاریزماتیک تر جلوه می کنین و درنتیجه رهبر اثرگذارتری هستین.

منبع : hbr

 


دسته‌ها: آموزشی