دسته‌بندی نشده    دسته‌بندی نشده
0194310000
2286000828484500
2202180-58864500
دانشگاه آزاد اسلامی
واحد مشهد
موضوع :
بررسی علل و عوامل اجتماعی و عاطفی در گرایش به اعتیاد در بین جوانان شهر مشهد
گروه مطالعات خانواده
استاد ارجمند :
جناب آقای دکتر فولادیان
ارائه دهندگان:
سحر رزاقی – ملیحه مؤمنی
-22669580327500نیمسال تحصیلی 88-87
240030052768500تقدیر و تشکر
قدردانی و تشکر خالصانه خود را از استاد ارجمند جناب آقای دکتر فولادیان
که به حق مسئولیت سنگین و خطیری را به عهده دارند و شبانه روز در جهت ارتقاء تحصیلی دانشجویان فعالیت دارند را ابراز می داریم و سلامت و سعادت ایشان را از خداوند منان خواهانیم.
با تقدیم احترام
2286000289814000چکیده
پژوهش حاضر به منظور بررسی علل و عوامل اجتماعی و عاطفی در گرایش به اعتیاد در بین جوانان مشهد انجام گرفت فرض اصلی این تحقیق این بود که عوامل بر ایجاد اعتیاد تأثیر می گذارد و فرضیه ها و سؤالهای متعددی در پژوهش بیان شده است که مورد بررسی قرار گرفته جامعه آماری با مشورت استاد راهنما 200 نفر انتخاب شده و روش نمونه گیری تصادفی است و ابزار مورد استفاده سنجش پرسشنامه می باشد که شامل سؤال پنج گزینه ای می باشد و شامل یک جدول فراوانی و یک نمودار هیستوگرام می باشد نتایج بدست آمده از پژوهش حاضر به شرط زیر است :
الف) عوامل اجتماعی در گرایش به اعتیاد تأثیر مستقیم دارد.
ب) عوامل عاطفی در گرایش به اعتیاد تأثیر مستقیم دارد.
ج) وضعیت دوران تحصیل در گرایش به اعتیاد تأثیر مستقیم دارد.
د) وضعیت اقتصادی در گرایش به اعتیاد تأثیر مستقیم دارد.
ر) میزان تحصیلات افراد در گرایش به اعتیاد تأثیر مستقیم دارد.
ز) میزان فرهنگ خانواده در گرایش به اعتیاد تأثیر مستقیم دارد.
نتایج تحقیق با توجه به یافته ها در آخر ارائه شده است.
فهرست مطالب
عنوان صفحه
فصل اول :
مقدمه8
بیان مسئله10
اهمیت و ضرورت موضوع پژوهش11
اهداف پژوهش13
پرسش یا فرضیه های پژوهش 13
تعاریف نظری و عملیاتی 15
معرفی متغیرهای مستقل و وابسته19
فصل دوم : بررسی پیشینه پژوهش
تاریخچه اعتیاد21
بررسی نظریه ها و مفاهیم مربوط به موضوع پژوهش24
بررسی پژوهشهای انجام شده در داخل و خارج از کشور45
نقد و بررسی پژوهشهای انجام شده47
فصل سوم : متودولوژی
جامعه آماری57
نمونه آماری و روش نمونه گیری58
روش محاسبه حجم نمونه58
فصل چهارم : یافته های پژوهش
بررسی و توصیف و تحلیل داده ها60
الف) توصیف داده ها با استفاده از جداول و داده ها61
ب) تحلیل داده ها (تحلیل بر اساس داده های آماری)69
ج) سایر یافته های پژوهش69
فصل پنجم : نتیجه گیری
تجزیه و تحلیل نتایج پژوهش به ترتیب ارائه داده ها82
محدودیتهای پژوهش 83
پیشنهادات کاربردی از نتایج بدست آمده وپیشنهاد برای مراحل بعدی83
فصل ششم : ضمائم ، منابع و مأخذ
ضمائم89
منابع و مآخذ92

فصل اول
مقدمه
اعتیاد عبارت است از حالتی که استعمال متوالی یا متناوب ماده مخدر در فرد ایجاد می کند. با استعمال مواد مخدر تحریک پذیری سلولهای عصبی در دستگاه عصبی افزایش می یابد، در نتیجه داروی بیشتری لازم است تا او را به حالت تعادل برگرداند.
اعتیاد همراه با بی دردی مزمن است که سبب افت تمامی فعالیتها می شود. افراد معتاد افرادی هستند، ناتوان، کم تجربه، لذت طلب و در اکثر این افراد شروع به اعتیاد برای برطرف کردن یک حالت روانی یا بیماری روانی است که شایعترین آن افسردگی می باشد که در همه گروههای سنی و اجتماعی دیده می شود.
اعتیاد خطر بزرگی برای ارزشهای اسلامی جامعه محسوب می شود. دروغ گفتن، دزدی کردن، خیانت و حتی پشت پا زدن به ناموس، همه از عوارض اعتیاد است به این دلیل باید روی برنامه های اخلاقی کار شود.
در زمینه فکری و فلسفه زندگی، معتادان بی اعتنا به زندگی، بدبین، منفی باف، بی هدف، بی بند و بار، بی هیجان و بی توجه به ارزشهای حاکم بر جامعه هستند. فرد معتاد در اولین تجربه ها حالتهایی پیدا می کند که تا به حال احساس نکرده و این حالت است که فرد را به طرف اعتیاد می کشاند.
با توجه به مواردی که ذکر شده مصرف بیش از حد مواد مخدر یکی از بزرگترین مشکلات قرن حاضر است، به طوری که تقریباً تمام کشورهای جهان سعی دارند برنامه هایی برای پیشگیری از اعتیاد و درمان معتادان به اجرا گذارند، ولی اغلب این برنامه ها کمتر مؤثر واقع می شود، چرا که سوداگران و سودجویان با صرف هزینه های گزاف، گاهی تا چند برابر بودجه دولتها برای طرح برنامه؛، بازار خود را رونق می بخشند. سوداگران مرگ از ناآگاهی و مشکلات گوناگون جوانان برای گسترش و رونق بازارهای خود سوء استفاده می کنند و به راههای مختلف قربانیان بیشتری را در دام مخوف خویش گرفتار می سازند.
بیان مسئله
مسائل زیادی است که باعث بروز اعتیاد می شود از جمله :
آیا عوامل اجتماعی همچون بیکاری در جامعه آزادی بیش از حد جوانان نقشی در بروز این پدیده دارد؟
آیا ناسازگاری با محیط زندگی اثری در بروز پدیده اعتیاد دارد یا نه؟
آیا عوامل عاطفی همچون کم توجهی در دوران کودکی و نوجوانی در درون خانواده و همسالان اثری در بروز پدیده اعتیاد دارد یا نه؟
آیا به همین سادگی که سیگار در اختیار جوانان قرار می گیرد می تواند اولین ماده ای باشد که زمینه گرایش آنها را به طرف اعتیاد فراهم سازد؟
آیا استفاده از مواد مخدر به عنوان وسیله ای برای رهایی از سختیهای زندگی اثری در معتاد شدن جوانان دارد؟
اهمیت و ضرورت موضوع پژوهش
اعتیاد به مواد مخدر تقریباً پدیده نوظهوری است که از عمر آن شاید بیش از 150 سال نمی گذرد. البته مصرف ماده مخدر و حتی خوگری و نیز استعمال تفننی بدان، تاریخی طولانی دارد. لیکن از قرن نوزدهم به بعد است که به سبب تأثیر فراوان بر جنبه های متفاوت زندگی اجتماعی انسانها، توجه بسیاری را به خود جلب کرده است.
تحقیقات تاریخی و مردم شناختی نشان داده است که استفاده از مواد مخدر در گذشته صرفاً به بزرگسالان محدودبود و نوجوانان و جوانان به آن روی نمی آوردند. مصرف مواد مخدر به طور پراکنده در مراسم اعتقادی و مذهبی منحصراً توسط گروههای خاصی در شرایط معینی صورت می گرفت. اما بعدها هنگامی که مرفین، هروئین و کوکائین به بازار آمد، مواردی از اعتیاد جوانان نیز مشاهده شد. در دهه 1960 تعداد معتادان به این پدیده آنقدر اندک بود که توجه اجتماعی را در مقایسه وسیع به خود جلب نمی کرد، اما در اوایل دهه 1970 استفاده از مواد مخدر ناگهان در میان جوانان و نوجوانان شایع شد و به صورت مسأله ای جهانی در آمد و ابعاد همه گیر آن به صورت یک موج از قاره ای به قاره دیگر گسترش یافت و در دنیای هیپیگری ماری جوانا برای تفریح اشتراکی و گروهی شد و همراه با موسیقی و عشق به عنوان سه رکن اساسی فرهنگ هیپی ها متجلی گردید. مشکل این آفت ویرانگر در دهه مذکور به چند کشور صنعتی ثروتمند جهان محدود می شد، اما اینک به یک معضل جهانی تبدیل شده و آثار تخریبی آن بیشتر متوجه کشورهای توسعه نیافته شده است که اهمیت و ضرورت موضوع پژوهش احساس می شود.
اهداف پژوهش
هدفهای اصلی
شناسایی علل اجتماعی که در اعتیاد به مواد مخدر مؤثر هستند.
شناسایی علل عاطفی که موج اعتیاد به مواد مخدر شده اند.
شناخت عوامل تحصیلی که منجر به اعتیاد شده اند.
هدفهای فرعی
تعیین رابطه بین وضعیت اقتصادی و اعتیاد به مواد مخدر
تعیین رابطه بین میزان تحصیلات و اعتیاد به مواد مخدر
تعیین رابطه بین سن جنسیت و اعتیاد به مواد مخدر
شناخت مواد مخدری که بیشتر مورد استفاده قرار می گیرد.
پرسش فرضیه های پژوهش :
پرسشهای پژوهش
آیا کنترل خانواده بر اعتیاد جوانان مؤثر است؟
آیا وضعیت اقتصادی در اعتیاد جوانان تأثیر گذار است؟
آیا مذهب در اعتیاد تأثیرگذار است؟
آیا میزان تحصیلات در اعتیاد به مواد مخدر مؤثر است؟
آیا پرخاشگری در کودکی بر اعتیاد در جوانی مؤثر است؟
فرضیه های پژوهش
میزان تأثیر کنترل خانواده بر بروز اعتیاد
میزان تأثیر وضعیت اقتصادی بر بروز اعتیاد
میزان تأثیر مذهب بر بروز اعتیاد
میزان تأثیر تحصیلات بر بروز اعتیاد
میزان تأثیر پرخاشگری بر بروز اعتیاد
تعاریف نظری و عملیاتی
اعتیاد : اعتیاد را به عادت کردن، خو گرفتن، خوگر شدن، و خود را وقف عادتی نکوهیده کردن معنی کرده اند. به عبارت دیگر، ابتلای اسارت آمیز به ماده مخدر که از نظر جسمی یا اجتماعی زیان آور شمرده شود اعتیاد نام دارد.
اصطلاح اعتیاد به سهولت قابل تعریف نیست، اما عواقب آن به صورتهای مختلف نظیر کم شدن تحملو وابستگی بدنی هویدا می شود.
در طب جدید به جای کلمه اعتیاد، وابستگی به دارو به کار می رود که دارای همان مفهوم دقیق تر و صحیح تر است. مفهوم این کلمه آن است که انسان بر اثر کاربرد نوعی ماده شیمیایی از نظر جسمی و روانی به آن وابستگی پیدا می کند، به طوری که که بر اثر دستیابی و مصرف دارو، احساس آرامش و لذت به او دست می دهد؛ در حالی که نرسیدن دارو به خماری، دردهای جسمانی و احساس ناراحتی و عدم تأمین دچار می شود (فدائی و سجادی، 1365، 19) .
معتاد : معتاد کسی است که در اثر مصرف مکرر و مداوم، متکی به مواد مخدر یا دارو شده باشد، یا به عبارت دیگر قربانی هر نوع وابستگی دارویی یا روانی به مواد مخدر معتاد شناخته می شود (برژره، 1368: 5)
بنابراین، معتاد به کسی گفته می شود که در نتیجه استعمال متمادی دارو در بدن وی حالت مقاومت اکتسابی ایجاد شده به شیوه ای که استعمال مکرر آن موجب کاسته شدن تدریجی اثرات آن می گردد. از این رو، پس از مدتی شخص مقادیر بیشتری از دارو را می تواند بدون بروز ناراحتی تحمل کند و در صورتی که دارو به بدن وی نرسد، اختلالات روانی وفیزیکی موسوم به سندرم محرومیت (عوارض و تظاهرات جسمانی و روانی در موقع نرسیدن مواد مخدر به بدن) در او ایجاد می شود. (اورنگ، 1367: 5) .
دارو مخدر : از نظر آسیب شناسی که پس از آن مصرف چنان تغییراتی را در انسان به وجود آورد که از نظر اجتماعی قابل قبول و پذیرش نباشد و اجتماع نسبت به آن حساسیت و واکنش نشان دهد.
آن دارو مخدر است (ستوده 1382 ص 192) هر ماده ای که با تأثیر روی وظایف سیستم مرکزی اعصاب قادر به ایجاد تغییرات روانی، رفتاری و جسمانی در انسان باشد ماده مخدر نامیده می شود. (پروانه مجد1382)
همسالان : افراد متعلق به این گروهها از موقعیت و وضعیت نسبتاً مساوی و روابط نزدیک برخوردارند و کاملاً حول محور منافع و علایق اعضا قرار دارد. (ستوده ، 1381، ص 44)
جرم : هر عملی که در خور مجازات باشد جرم است (دورکیم)، جرم عملی است که برخلاف یکی از موارد قانون مجازات عمومی هر کشور باشد و مجرم کسی است که در زمان معینی عمل او برخلاف مقررات قانون رسمی کشور باشد (صناعی 1341)
خانواده : خانواده، اساسی ترین نهاد جامعه پذیر کردن کودکان، بویژه در سالهای حساس اولیه زندگی است. خانواده تحت شرایط صحیح کودکان را آماده می سازد تا تواناییهای بالقوه خود را شناسایی کنند و به عنوان افراد بالغ نقشهای سودمندی را در جامعه برعهده گیرند. کودکان در فرآیند جامعه پذیری در خانواده، امر و نهی والدین، تقلید و همانند سازی را که از مهمترین شیوه های انتقال ارزشها، هنجارها و سنتهای اجتماعی است، یاد می گیرند. در حقیقت در خانواده است که کودکان می آموزند که چه چیزی درست و چه چیزی غلط است و چه چیزی خوب و چه چیزی بد. (ستوده ، 1382، ص 40)
وسایل ارتباط جمعی : به ابزاری گفته می شود که در یک جامعه از آن برای ابلاغ پیامها و بیان افکار و انتقال مفاهیم به دیگران استفاده می شود.
مدرسه : نخستین محیطی که کودک بعد از خانواده وارد آن می گردد مدرسه است. مدرسه به خاطر تدوین وظایف و حقوق افراد و انتقال ارزشهای اجتماعی با وسایل مؤثری که برای کنترل اجتماعی در اختیار دارد یکی از مراکز مهم اجتماعی کردن فرد تلقی می گردد.
معرفی متغیرهای مستقل و وابسته :
تأثیر علل و عوامل اجتماعی و عاطفی در گرایش به اعتیاد
متغیر مستقل متغیر وابسته

فصل دوم
بررسی پیشینه پژوهش

تاریخچه اعتیاد :
مصرف مواد مخدر شاید بهتر از دیگر انواع انحرافات نشان میدهد که تا چه خدی هر جامعه ای، بر حسب زمان، مکان، جنس، سن، قوم، قبیله، طبقه مسائل جامعوی را تعریف، تجدید و باشکال متفاوت تعبیر و ارزش گذاری میکند. کاربرد «مواد مخدر» بعنوان آرام بخش یا «نوشدارو» و نیز بعنوان «مکیف» و «نشعه و خلسه آور» از 5000 سال پیش از میلاد برای سومبریان، بابلیان و مصریان … شناخته شده بود تا بدان حد که در برخی از ادیان و در میان بعضی از اقوام مصرف اندک آن جنبه آئینی و قداست داشته است بطوری که در دین زرتشت گرد دانه درخت هوم را در شیر حل کرده در پاره ای از مراسم دینی میخوردند؛ آرتک ها در جریان تقدیم قلب تپان قربانی انسان به خورشید خداجوانی را مخدر میساختند و در مسیحیت، شراب بعنوان محملی برای گردهمائی و تجدید مودت و نمادی از خون مسیح هم بوده باشد، در اکثر اعیاد و مراسم دینی نوشیده میشود. کاربرد توتون و تنباکو در میان سرخ پوستان نیز بیشتر جنبه آئینی و تشریفاتی داشته بویژه «هم چپقی» برای برقراری و دوام صلح، بصورت نمادین، از اهمیت وافری برخوردار بوده است. توتون و تنباکو تنها در دست سفید پوستان سوداگر اروپائی بماده مصرف روزانه تبدیل شدند و گرنه سرخپوستان استفاده آن ها را به اعیاد و آئین ها، بوسلیه افراد برجسته، محدود کرده بودند.
کاربرد حشیش در تاریخ ایران زمین نقش حساسی داشته است : بطوری که فرقه اسماعیلیه را «حشاشیون» نیز مینامند. برخی از واژه شناسان اروپائی معتقدند که واژه assassin فرانسه بمعنای «قاتل» تحریف شده واژه «حشاشیون» میباشد که بعدها اسم مصدری بصورت assassina یا «آدم کشی» نیز از آن ساخته اند.
در این راستان میگویند رهبران فرقه اسماعیلیه از حشیش، که شیره شاهدانه است، برای ایجاد حالت خلسه در برخی از پیروان استفاده کرده تصمیمات خود را با ایشان القاء میکردند و آنان را برای قتل های سیاسی – نظامی یا نشان دادن درجه ایثار خود به امام خویش به دگرکشی یا خودکشی وامیداشتند. بنابراین پیش از این که غربیان از تولید و توزیع این ماده و مواد مشابه آن نظیر تریاک و توتون، برای انباشت کیسه های زر و تزویر خود، سوء استفاده کنند کاربرد برخی از آن ها در آسیا و نیز در آمریکای پیش از کریستف کلمب، در مقیاس محدود و مشخصی، شناخته شده بود. «تریاک» که در اصل یک واژه یونانی است و از قدیم برای سومریان یا آشوریان و ایرانیان شناخته شده بود، از طریق رومیان در خاورمیانه بصورت «تریاق» رواج یافت. این ماده اغلب در ترکیب بسیاری از مواد درمانگر پزشکی در شرق و غرب مورد استفاده قرار میگرفت. برای قرن ها اعتیاد به مواد مخدر مشتق از تریاک، بعنوان یک کنش انحرافی یا آسیب جامعوی، تلقی نمیشد و در نتیجه کشورهای اروپایی مصرف آن را تا قرن نوزدهم بد نمیدانستند بلکه تجار طماع آنان رأساً در کشت و توزیع تریاک در بنگال هند، در اواخر قرن هیجدهم، شرکت فعالی داشته اند و زورمندانه در ترویج و تحمیل آن به بسیاری از ملت ها از آن جمله چینیان، از توسل به جبر و جنگ نیز خودداری نکردند؛ بطوری که در سال های 1837، 1838، 1839 امپراتور چین ورود تریاک را بکشور خود ممنوع نمود و مصرف کنندگان و قاچاقچیان را بشدت کیفر داد؛ ولی انگلیسی ها (1841) با توسل به نیروی دریائی خود و گلوله باران کانتون جنگ یکم تریاک را در 1841 و جنگ دوم تریاک را در 1857، بنام «آزادی تجارت» بر امپراتور چین تحمیل کردند. در این باره مارکس، که کار اصلی مبارزاتی خود را با روزنامه نگاری آغازیده بود، پس از استقرار در انگلستان نیز گهگاهی مقالات انتقادی خود را در روزنامه New – YORK Daily Tribune انتشار میداد، در سال 1585 ، طی دو مقاله پیوست بموقع ضد و نقیض دولت انگلستان اشاره کرده اثرات سوء سیاسی، اقتصادی و بهداشتی تریاک را یادآور شده است.
همچنین تاریخچه اعتیاد دقیقاً معلوم نیست ولی در اشعار هومر و ادیسه و نوشته های باستانی به خواص این مواد اشاره شده است و در نقاشی های باستانی طرح هایی از گل شقایق و خشخاش دیده شده است که قدیمی ترین این آثار مربوط به 40000 سال پیش و در نواحی روم و مصر باستان است. در زمینه پزشکی افلاطون اولین کسی بود که در مورد مواد مخدر خشخاش مطالعات آزمایشاتی داشت. کشور هندوستان بعد از مصرف باستان قدیمی ترین سرزمینی است که در آن مواد مخدر رایج است. از زمان صفویه تریاک یک مشکل اجتماعی شناخته شده بود به هرحال باید گفت که هیچ زمانی مانند عصر حاضر مواد بالقوه اعتیادآور در بازار موجود نبوده است و این واقعیت که مواد مخدر امروزه در سراسر جهان تویع می شوند بحران و گرانی بسیاری را فراهم نموده است.
بررسی نظریه ها و مفاهیم مربوط به موضوع پژوهش :
ادوین اچ ماترلند : او می گوید برای آنکه شخصی معتاد گردد نخست باید یاد بگیرد که چگونه معتاد شود این یادگیری در نتیجه کنش متقابل اجتماعی خود با دیگران حاصل می شود. بیشتر افراد هم در معرض تماس با افراد یا گروههای منحرف قرار می گیرند و هم در معرض تماس با افراد یا گروههای غیر منحرف ساترلند ارتباط متقابل با این گروهها را برحسب بسامد، اولویت، دوام و شدت اندازه گیری کرد. هرچه سطح تماس فرد با افراد یا گروههای منحرف بر حسب این چهار متغیر بالاتر باشد احتمال اعتیاد شخص نیز بیشتر می شود و برعکس، اگر سطح تماس فرد با افراد یا گروههای غیر منحرف باز هم برحسب این چهار متغیر باشد بیشتر باشد، احتمال اعتیاد نیز بیشتر می شود.
چین و همکاران : با تمرکز بر مسائلی که از قبیل عملکرد ضعیف کن، فراهن و فراخود ناقص و ضعیف و همانند سازی مردانه ناکافی عقیده از پیش آمادگی روانشناختی یا به عبارتی دیگر شخصیت مستعد اعتیاد را مطرح می نمودند، آنها تلویحاَ اشاره می نمودند که مجموعه ای از پیش آمادگیها را در تجارب خانوادگی معتادان می توان ردیابی کرد اگر نوجوانی از والدین خود توجه زیادی ناکافی دریافت کند و یا اگر والدین در عواطف و آزادی خود غرق شده باشند آن وقت فرزند به شکل نابسنده ای رشد خواهد نمود در نتیجه احتمالاً این نوجوان در مقابله با پیچیدگیهای زندگی در اجتماع و جامعه قادر به تحمل درد و رنج و ناراحتی ، ارزیابی صحیح و احساس شایستگی در تجارب اجتماعی گوناگون، نخواهد بود اگر چه بای تعدادی از معتادین، این توضیح یکی از موارد مطرح است اما قادر به توضیح تمامی اعتیادها نیست. به هر حال چین و همکاران نتیجه گیری کرده اند این نوجوانان و جوانان برای مصرف داروها یا مواد نسبت به آنانی که از زمینه های خانوادگی متعارف تری برخوردار بوده اند آمادگی بیشتری دارند.
سیمکا ، گرستن، لانگنز : گزارش کرده اند جوانانی که والدین آنها از نظر هیجانی و عاطفی آنها را حمایت نمی کند برای مصرف مواد در خطر بالایی قرار دارند.
بلاک ، پلاک و کیز : دریافتند که پرخاشگری در کودکی پیش بینی کننده نیرومند مصرف مواد در نوجوانی و جوانی است.
نیوکامب و بنتلر : پی بردند میان نوجوانان بزرگسال، همسالان و دوستان تأثیری بیش از والدین بر مصرف مواد در بین گروههای متعدد از قبیل سفیدپوستان ، آفریقایی، آمریکایها و آسیایی، آمریکاییها اسپانیا تبار هستند.
بادنزوولتی : مصرف مواد توسط والدین با مصر ف مواد توسط فرزندان آنها رابطه دارد این انتقال ممکن است ژنتیکی و یا شاید انعکاسی از الگوبرداری از مصرف مواد توسط والدین باشد نه تنها مصرف مواد توسط والدین ، بلکه نگرشهای آنها نسبت به مصرف مواد در این بین نقش با اهمیتی ایفا می کند والدینی که در مقابل مصرف مواد از خود تحمل نشان میدهند بیشتر احتمال دارد، فرزندانی بیشتر داشته باشند که مصرف کننده مواد باشند.
بروک ، وایت من، گوردن و کوهن : کودکی که تحریک پذیر است و به سادگی بر آشفته می شود جنجال برپا می کند و اغلب با خواهران و برادران خود زد و خورد می کند رفتار پیش بزهکارانه مرتکب می شود، بیشتر احتمال دارد که در نوجوانی مواد مصرف کند.
چارچوب نظری و بیان دیدگاهها :
اورنگ 1387 این عوامل را در شش دسته اجتماعی ، اقتصادی، سیاسی ، فرهنگی، روانی و طبیعی تقسیم نموده است. هاوکنینز ، کاتالانود، میلر (1992) به دو عامل عمده زمینه ای شامل قوانین و هنجارها، در دسترس بودن مواد، محرومیت شدید اقتصادی، بی سازمانی و آشفتگی محل زندگی و عوامل شخصی و بین فردی شامل عوامل فیزیولوژیک ، رفتار و نگرش خانوادگی، تعارضها و اختلافهای خانوادگی ، پیوند و تعهد اندک به خانواده، رفتارهای مشکل زای زود هنگام و پایدار، ارتباط با همسالان که مواد مصرف می کنند. احساس بیگانگی و روحیه عصیانگری اشاره کرده اند. طارمیان (1378) با بررسی نظریه های مربوط به اعتیاد عوامل مؤثر در مصرف مواد مخدر را با رویکرد سیستمی در سه گروه قرار می دهد. گروه اول عوامل فردی است که شامل نگرش ها و باورهای فرد، صفات شخصیتی، عوامل وراثتی و مهارتهای بین فردی است . گروه دوم مربوط به عوامل بین فردی و اجتماعی است که در برگیرنده همسالان، قوانین مدرسه، اعمال قوانین، شرایط و موقعیت فرد ، والدین و جامعه می باشد.
گروه سوم مربوط به عوامل محیطی است که شامل تبلیغ غیر مستقیم استفاده از سیگار و مواد مخدر در تلویزیون و فیلم ها در دسترس بودن مواد مخدر و قوانین موجود در زمینه مواد و سایر داروهای غیر قانونی است. احمدی (1371) علل اعتیاد را به 5 دسته زیر تقسیم میکند. 1- عوامل دارویی یا فارماکولوژی 2- عوامل روانی 3- عوامل خانوادگی 4- عوامل اجتماعی 5- عوامل سیاسی
با توجه به دیدگاههای فوق و تحقیقات فوق و پژوهشهای مختلف می توان گفت، اعتیاد یک پدیده چند بعدی بوده و به منظور شناخت، فهم دقیق تر، پیشگیری و اصلاح و تغییر رفتار معتادان باید همه ابعاد زمینه ساز و مؤثر در اعتیاد را مورد توجه قرار داده و از نگرش های محدود، یک سویه و ساده انگارانه خودداری کرد.
تعریف اعتیاد :
سازمان بهداشت جهانی ماده محدر را این گونه تعریف می کند : هر ماده ای که پس از وارد شدن به درون ارگانیسم بتواند بر یک یا چند عملکرد از عملکردها تأثیر بگذارد، ماده مخدر است. این تعریف مصرف کنندگان مواد مخدر را افرادی غیر طبیعی و منحرف می داند و بر اساس آن مخدرهایی نظیر توتون و مشروبات الکلی و هم مخدرهای غیر قانونی مانند هروئین و ال . اس . دی را در بر می گیرد.
در سال 1950 سازمان ملل متحد تعریف زیر را برای اعتیاد به مواد مخدر ارایه کرد :
اعتیاد به مواد مخدر عبارت است از مسمومیت تدریجی یا حادی که به علت استعمال مداوم یک دارو اعم از طبیعی یا ترکیبی ایجاد می شود و به حال شخص و اجتماع یزیان آور باشد. (صالحی ، 1371).
مفاهیم اعتیاد به مواد مخدر :
اعتیاد نیز به انواع متعددی تعریف شده است : عده ای بر اثرات سوء روانی تکیه کرده اند و عده دیگر به ضرر و زیان های جسمی و وابستگی فیزیولوژیکی تأکید ورزیده اند ما اعتیاد را در هر دو مورد بکار برده آن را درباره معتادان الکلی نیز صادق میدانیم. گرچه کمیته های تخصصی «سازمان جهانی بهداشت» و نیز سازمان متعدد ملی درصدد برآمده اند که اسراف در مواد را از هم تفکیک کنند ولی دریافته اند که در این باره بیشتر هنجارها و ارزش های جامعه است که تعیین گر طبقه بندی آن است و نه علم و عالم . اصطلاحاتی نظیر «عادت» «میل وافر داشتن» «اثرات سوء مواد» (detrmental drug effects ) و «وابستگی روانی» تعریف جامعی که مورد قبول اکثر کارشناسان باشد ندارند.
با تمام این احوال «مواد» مشخصی هستند که بوسیله اقشاری از مردم بقصد غیر درمانی مصرف میشوند. بدیهی است که انواع متفاوت «مواد» اثرات متفاوتی روی سلسله اعصاب انسانی میگذارند: برخی برانگیزنده هیجان می باشند و پاره ای آرام بخش درد، غم و نگرانی و بعضی دیگر دگرگونگر حواس درکی … البته بدن هر شخصی درجه تحمل خاصی دارد و با مقدار و دفعات متفاوتی در مصرف اعتیاد و وابستگی پدیدار می شود. بسیاری از «مواد» در آغاز کار اثرات شدیدی دارند ولی بتدریج با تکرار این اثرات تضعیف می شوند و در نتیجه باید بمقدار ماده افزود تا اثرات اولیه را پدید آورد.الکل، مواد خواب و خلسه آورها، آمفتامین ها و مکیف ها هم از جمله موادی هستند که درجه تحمل بدن را بالا میبرند و با گذشت زمان و تکرار مقدار فزاینده ای میطلبند . در پی چنین فراشدی بعد از مدتی بدن بمواد فوق عادت میکند و برای انجام کار معمولی بیکی از مواد فوق وابسته می شود. اگر شخص معتاد بموقع مواد مورد نیاز خود را مصرف نکند بدن از نظر فیزیولوژیکی عکس العمل نشان میدهد که اصطلاحاً آن را «بروز علائم فقدان» (abstinence syndrome) (مثلاً «هزیان گوئی» (delirium tremens) یا D.T در مورد الکلی ها ) مینامند. بنابراین اعتیاد عبارت است از وابستگی بدن (فیزیولوژیک) بماده ای که مصرف آن سبب «کیف» و «لذت» میشود.
انواع اعتیاد :
با توجه به تعریف اعتیاد که در بالا به آن اشاره شد، انواع اعتیاد را می توان به دو گروه تقسیم کرد :
اعتیاد مجاز :
به وابستگی و تداوم در مصرف موادی که به عنوان دارو شناخته شده و به طور طبیعی یا مصنوعی به دست می آید، اعتیاد مجاز می گویند و معمولاً شامل بسیاری از مواد دارویی به ویژه آرام بخشها و خواب آورها می شود. این مواد با تجویز پزشک یا اغلب خودسرانه مصرف می شود. اعتیادهای مجاز به نوبه خود به دو دسته تقسیم می شود :
– اعتیاد به مواد مخدر طبیعی و مصنوعی که به عنوان دارو شناخته می شوند.
– اعتیاد به موادی مانند تنباکو، سیگار و نظایر آن که تنها از دیدگاه روانی عادت آور است و تداوم مصرف را ایجاب می کند.
اعتیاد غیر مجاز :
به وابستگی فرد به مصرف همیشگی مواد مخدر و بهره گیری از عواملی که بنا بر قوانین کشوری یا بین المللی (شرعی و مدنی) غیر مجاز شناخته می شود، اعتیاد غیر مجاز می گویند. این امر در نتیجه ناپسند بودن مظاهر اعتیاد از دیدگاه پزشکی، بهداشتی، روانی و اجتماعی غیر مجاز تلقی می شود.
فرآیند اعتیاد :
اعتیاد به هر شکلی که باشد معمولاً طی یک فرآیند سه مرحله ای انجام می گیرد این مراحل عبارتند از :
1- مرحله آشنایی: در این مرحله شخص در اثر مسامحه یا تشویق دیگران یا میل به انجام یک کار تفریحی یا کنجکاوی یا علل دیگر مانند کسب لذت، به مصرف مواد مخدر آشنا می شود.
2- مرحله میل به افزایش مواد : در این مرحله، بدن هر روز به مواد بیشتری نیاز پیدا می کند بعد از مدتها استفاده نامرتب از مواد مخدر، شخص دچار شک و تردید شده، برای رهایی از آن با امیال خود دست به مبارزه می زند.
3- مرحله اعتیاد (بیماری) : در این مرحله، بعد از شک و تردید و شاید مدتی ترک اعتیاد، شخص سرانجام به مرحله اعتیاد واقعی می رسد اگر مواد مخدر کم یا بدون رعایت ترتیبات لازم ناگهان قطع شود نشانه های سندروم محرومیت بروز می کند.
مصرف به هروئین به سرعت موجب اعتیاد می شود، تریاک پس از مصرف دارو و حدود یکماه متوالی به چنین مرحله ای می رسد. اما اعتیاد به الکل مستلزم مصرف آن به مدت طولانی تر است.
شخصیت معتاد
شخصیت فرد به ساختار روانی او وابستگی دارد. شخصیت با توجه به برخی عوامل ساختاری ثابت که با پایان بحران بلوغ برای همیشه شکل می گیرد، تعریف می شود و فرد خواه بیمار باشد خواه سالم، ساختار بنیادی شخصیتی اش هرگز تغییر نمی کند.
بین شخصیت و اعتیاد رابطه ای متقابل وجود دارد یعنی فرد به علت وضع خاص شخصیتی و نیازها و شکستها، ناتوانی در برخورد با مسایل و ناکامی در زندگی، عدم ثبات عاطفی و ناملایمات دیگر به اعتیاد رو می آورد و اعتیاد نیز به نوبه خود موجب از بین رفتن انسجام روانی و هیجانی شخص می شود. بدین ترتیب، بین اعتیاد و شخصیت دور باطلی ایجاد می گردد که مبارزه با آن مستلزم تغییر شرایط بیرونی و درونی، یعنی ایجاد اراده ای و روحیه ای قوی و آسیب ناپذیر است و بالاخره، به دلیل فساد بافتهای مغزی که از مصرف مواد مخدر به وجود می آید شخص کنترل حرکات خود را از دست داده، آمادگی آسیب رسانی به خود و دیگران را پیدا می کند. از این رو، به موازات افزایش معتادان، سرقتها و انحرافات اجتماعی و اخلاقی نیز روزافزون می شود. بسیاری از محققان مسایل مربوط به اعتیاد ( و حتی برخی از افراد عادی) بر این باورند که ساختار شخصیت برخی افراد برای پذیرش اعتیاد مساعدتر از دیگران است. اینان می پندارند که زمینه مساعد ذهنی افراد مزبور شرط اولیه برای ابتلاست و بدین ترتیب مسأله را بیش از حد ساده می کنند. تنها مزیت این کار آن است که به قضیه ظاهری روشن و آشکار می دهد.
شناخت شخصیت و ویژگیهای رفتاری معتادان به منظور مبارزه با اعتیاد و نیز پیشگیری و درمان آن، از اهمیت ویژه ای برخوردار است. اعتیاد، دگرگونیهایی در خلق و خوی معتاد به وجود می آورد که از احوال ظاهریش می توان بدانها پی برد.
تشخیص معتاد
معمولاً خود معتاد اعتراف می کند که معتاد است و نیاز به ماده مخدر دارد با این حال، برخی تغییرات روانی و اجتماعی و خلق و خوی او می تواند ما را در شناخت معتاد یاری دهد. در زیر به چند مورد از این تغییرات اشاره می شود :
معتا دارای ظاهری ضعیف، فرتوت و پژمرده رنگ، چهره تیره و کدر، دندانهای پوسیده و زردرنگ است؛
تنگ بودن مردمک چشم، احتمال اعتیاد را می رساند؛ ولی نشانه ای قطعی نیست؛
وجود دوره های بی قراری، تحریک پذیری و عصبانیت و اضطراب که تقریباً به طور ناگهانی جای خود را به سرخوشی و رضایت آشکار و آرامش می دهد؛
تمایل به کناره گیری از بستگان به ویژه والدین، برادر و خواهر و اشتیاق به افزایش معاشرت با دوستان مشکوک و جدید؛
تغییر ساعات خواب، دیر خوابیدن در شب و دیر بیدار شدن در صبح؛
بالا رفتن هزینه های شخصی و درخواست مکرر پول از والدین و دیگران؛
بستن در اتاق به روی خود برای مدت طولانی تا آنکه تغییر احوالش بر دیگران معلوم نشود؛
بی توجهی به ظاهر خود و داشتن موهای ژولیده و لباسهای کثیف و افزایش رفت و آمدهای ظاهراً بی مقصد و مشکوک؛
خواب آلوده و افسرده بودن همراه با شادابی بسیار زودگذر؛
در توالت ماندن بیش از حد معمول؛
پرگو و یاوه گو شدن، دروغ گویی و دادن وعده های بی اساس؛
استعمال داروهای ویژه اعصاب یا نیروبخش و خواب آور و پیدا شدن وسایل مشکوک استعمال مواد مخدر در محیط زندگی معتاد؛
بی توجه، بی علاقگی و بی تفاوتی نسبت به کار و گریزان بودن از انجام کارهای بدنی به ویژه ورزش.
عوارض اعتیاد :
ویژگی های شخصیتی معتادان را که در واقع از عوارض اعتیاد ناشی می شود، می توان به شرح زیر طبقه بندی کرد :
عوارض جسمی
اگر مصرف روزانه معتاد متوقف گردد و از ده تا دوازده ساعت تجاوز کند، به عوارض جسمی و ناراحتیهای عصبی، اضطراب ، بی قراری، عطسه ، ریزش مکرر آب از بینی و چشم، ناراحتی عضلانی، فشار شدید در ستون فقرات، دل درد و دل پیچه، بی اشتهایی، استفراغ مکرر، لاغر شدن و کم شدن وزن مبتلا می گردد. اگر به چنین فردی بین دو یا سه روز مواد مخدر نرسد، اعتیادش از بین می رود، زیرا نرسیدن مواد به بدن عارض دارد ولی مرگ و میر ندارد، مشروط بر آنکه پس از ترک اعتیاد به مواد مخدر دسترسی نداشته باشد.
در بین باورهای مردم در استفاده از مواد مخدر به ویژه تریاک و مشتقات آن، به باورهایی چون تریاک از سن 50 به بالا نه تنها ضرری ندارد. بلکه مفید هم هست، تریاک برای کاهش فشار خون لازم است، و بهترین دارو برای نوزادان است، شایع شده که نگاهی به آثار زیان آور تریاک و مواد مخدر بطلان این باورها را اثبات می کند :
تریاک و مشتقات آن دندانها را کثیف و آسیب پذیر کرده، مخاط دهان را ملتهب می سازد و موجب نقصان ترشحات غدد بزاقی می گردد.
ورود مرفین یا هروئین به بدن، کار دستگاه عصبی را در سطوح مختلف تغییر می دهد و در صورت تداوم، آن را به بدکاری مزمن و دایمی سوق می دهد. (تقوی : 1370: 97).
مواد افیون موجب تنبل شدن کبد گردیده، راه ریختن صفرا به روده را منقبض و تنگ می کند و چون ترشحات پانکراس به خوبی در روده ها نمی ریزد، یرقان ایجاد می شود و اثرات ناگواری بر دستگاه گوارش دارد.
کلیه ها در اثر مصرف مواد مخدر دچار ورم یا نفریت می گردد و این اثرات منجر به تکرار ادرار از یک سو و اشکال در دفع ادرار یا ادرار توأم با درد با درد از سوی دیگر می شود.
استعمال مواد مخدر سبب کم یا متوقف شدن میل جنسی می شود. زنان معتاد خیلی زود نازا می شوند و در زمان بارداری با احتمال سقط جنین مواجه خواهند بود.
مواد مخدر، تارهای صورتی حنجره را تحریک کرده، به التهاب مزمن می انجامد و در نتیجه آهنگ صوتی معتاد غیر طبیعی می شود به علاوه، گاه بیماری برنشیت مزمن و آسم را در پی داشته ، ریه ها به محیط سازگاری برای بروز سل تبدیل می شود.
چنانچه دود تریاک ریه را پر کرده باعث می شود که اکسیژن لازم به خون نرسد، تپش قلب، تنگی نفس، و دوران سر ایجاد می شود. (آذرخش، 1334: 422).
از عوارض دیگر می توان خشکی پوست، قرمز شدن، بالا رفتن حرارت پوست در نقاط مختلف بدن و شکننده شدن ناخنها و به طور کلی ضعف عمومی را نام برد.
عوارض روانی
معتاد فاقد تعادل روانی است و لاابالی گری ، عدم توجه به اصول و مقررات جامعه، تسلیم شدن در برابر پیشامدها، ضعف اراده، بی توجهی به مسئولیتهای فردی و اجتماعی ، از خصوصیات رفتاری معتاد است.
معتادان از لحاظ عاطفی نابالغ، عصیانگر، بی قرار و دارای احساسات خصومت زا هستند. همچنین، اینان افرادی مضطربند که احساس بی کفایتی و تنهایی می کنند. با توجه به این واکنشها است که می توان تمایلات روان نژندی و روان رنجوری را در آنها تشخیص داد.
اصل اتکای روانی مقدم بر تأثیر اعتیاد بر جسم است؛ زیرا شخص معتاد پیش از آنکه تعادل جسمی خود را از دست بدهد تعادل روانی خود را تا رسیدن به دارو از دست می دهد. غالب معتادان، به ویژه آنهایی که به مصرف موادی چون حشیش، ال. اس. دی و کوکائین و الکل مبتلا هستند، به بیماریهای روانی نیز دچار می شوند.
عوارض اجتماعی
معتادان نه تنها مولد و سازنده نیستند؛ بلکه مصرف کنندگانی هستند که غیر از ضرر اجتماعی هنری ندارند. فرد معتاد نسبت به اعضای خانواده خود احساس مسؤولیت نمی کند. موقعیت اجتماعی او متزلزل است، به دیگران اعتماد ندارد. و برآوردن نیازهای خود را مقدم بر دیگران می داند. روابط اجتماعی معتاد بسیار سطحی و تصنعی بوده، به ندرت می تواند پیوندهای مستحکم عاطفی و وفاداری و تعهد داشته باشد. چنین فردی فقط برای کسی که بتواند برای او مواد مخدر تهیه کند اهمیت قایل است.
ارتکاب جرایم معتادان به علت ضعف روابط انسانی هر روز بیشتر می شود و به همین دلیل اعتماد عمومی و اهمیت اجتماعی به خطر می افتد. زیرا اکثر معتادان ناگزیر برای تأمین مواد مخدر به راههای نادرست نظیر دزدی، تجاوز به دیگران و آدمکشی روی می آورند.
اقلیتهای قومی :
شیوع و عوامل خطرزا
پژوهش نشان داده است که اقلیتهای قومی به طرز بی تناسبی نرخ مشکلات مربوط به مواد و الکل بالایی گزارش می کنند (کلاسرو بلو، 1993) . از این گذشته، به نظر نمی رسد رویکردهای سنتی درمان مؤثر بوده و میزان رضایت پایینی در میان اعضای گروه اقلیت به خود دریافت می کنند (کلاسیر و بلو، 19936؛ ترل، 1993). میزان بروز بالای سوء مصرف مواد در میان گروههای اقلیت، ممکن است فشار روانی بالا از منابع متعدد را منعکس سازد (شینک، مونچر، پالجا، زایاس و شیلینگ ، 1988) :
عوامل فشارزای محیطی چون سر و صدا، خانه محقر، ازدحام، و شرایط نا امن
عوامل فشارزای اجتماعی مانند فقر، قرار گرفتن در معرض مواد، بیکاری ، و تبعیض نژادی
عوامل فشارزای شناختی از قبیل عزت نفس پایین و احساس درماندگی
مضاف بر این عوامل فشارزا، منابع و فرصتهای مقابله با فشار روانی غالباً به راحتی در اختیار اجتماعهای اقلیتی دارای درآمد پایین نیست؛ حمایت اجتماعی و مهارتهای مقابله ممکن است در مقابل نیازهای بقای اجتماعی – اقتصادی تسلیم شوند (ترل، 1993).
ارتباط بین تعلیم و تربیت و سوء مصرف مواد در میان گروههای اقلیتی خاص را می توان از طریق بررسی مشکلات خاص اسپانیولی تبارهای جوان مورد بررسی قرار داد. (شینک و همکاران ، 1988).
آسیب پذیری اسپانیولی تبارهای جوان به سوء مصرف مواد، از نظر آماری نشان داده است که کمتر از 50 درصد آنها دبیرستان را به اتمام می رسانند (شینک و همکاران، 1988). در نتیجه، توان بالقوه نظام حمایتی محیط مدرسه از بین می رود. تجربه موفقیت آمیز مدرسه، توان بالقوه کسب و کار، شایستگی اجتماعی و تحرک را افزایش می دهد. شکست تحصیلی (شکست در مدرسه) ممکن است موجب احساسهای حقارت یا بیگانگی و تداوم آنها شود، این مسئله نیز به نوبه خود می تواند تجربه رفتار سوء مصرف مواد در جوانان اسپانیولی تبار شود (شینک و همکاران، 1988).
تأثیرات فرهنگ بر سوء مصرف مواد
سنتهای قومی و فرهنگی بر مصرف مواد تأثیر دارند. غالب فرهنگها، قواعدی درباره مصرف یا کنترل مواد دارند (وسترمیر، 1995). هنگامی که از یک فرهنگ به فرهنگ دیگر نقل و انتقال صورت می گیرد (مثلاً، از طریق مهاجرت، اشتغال یا ازدواج) قواعد اصلی یا محدودیتها ممکن است از بین برود یا با هنجارهای فرهنگ غالب در تعارض باشد (ترول ، 1993). همچنین فرهنگ پذیری ضعیف می تواند منجر به درونی شدن ارزشها، هنجارها و آداب و رسوم مربوط به کنترل مصرف مواد شود. فرهنگ پذیری فرایندی است که به وسیله آن افراد «ارزشها – هنجارها و مهارتهایی را کسب می کنند که آنها را قادر می سازد با گروه فرهنگی شان به طور مطبوعی زندگی کنند) (وسترمیر ، 1995، ص 593). دشواری در فرهنگ پذیری می تواند منجر به سوء مصرف مواد یا آسیب پذیری روانی والدین، الگوهای نقش معیوب یا قلّت تماس سازنده بین والد و کودک شود.
درمان اقلیتهای قومی
اگر فرض کنیم که فرهنگ تأثیر مهمی بر سوء مصرف مواد دارد، تعجب آور نیست که آگاهی از ارزشهای فرهنگی و گنجاندن آن در درمان، اثربخشی برنامه درمانی با جمعیتهای اقلیت را بهبود می بخشد (ترل، 1994؛ وسترمیر 1995). شایان ذکر است که حتی در درون یک گروه فرعی خاص (مثلاً آمریکایی آفریقایی تبار، اسپانیولی تبار) ناهمگنی زیاد است، به طوری که یک رویکرد واحد بهتر وجود ندارد؛ بلکه حساسیت و انعطاف پذیری کلی نسبت به دخالت دادن باورها و مفاهیم فرهنگی بهبودی را تسریع می بخشد (کلاسر و بلو، 1993). قرار دادن ارزشهای ویژه فرهنگ در درمان صداقت و رابطه را ارتقا داده، غرور و عزت نفس را بالا می برد و فشار روانی فرهنگ پذیری را می کاهد (ترل، 1993).
موانع درمان اقلیتهای قومی
موانع موجود در درمان می تواند بیرونی (مثلاً رفت و آمد به برنامه های درمانی، هزینه های درمان) یا درونی (مثلاً ، انکار، شرم) باشد. موانع سوء مصرف کنندگان اسپانیولی تبار عبارت اند از (وسترمیر، 1995):
زبان
محدودیتهای مالی
فقدان الگوهای نقش در برنامه های درمانی
اَلن (1995) موانع موجود زیر را در مورد زنان آمریکایی تبار شناسایی کرده است :
مسئولیتها در خانه به عنوان همسر و مادر
هزینه درمان / بیمه نبودن
احساس نیاز به مواد برای مقابله با فشار روانی زندگی روزانه
ترس از دست دادن کودکان
شرم
برای دستیابی به موفقیت با جمعیتهای اقلیت، برنامه های درمانی باید پاسخگو موانع شناسایی شده در درمان و انضمام مفاهیم ویژه فرهنگ باشد. برای مثال، باید نقش قوی خانواده در فرهنگ اسپانیولی شناسایی شود و از آن برای نیرومند کردن شبکه حمایت اجتماعی و درمان استفاده شود (شینک و همکاران ، 1988). در مورد آمریکاییهای بومی ، ارتقای شایستگی در دو فرهنگ، که ارزشهای مثبت هر دو فرهنگ را با هم تلفیق می کند، می تواند سودمند باشد (ترل ، 1993). قرار دادن عوامل ویژه فرهنگ در درمان، دارای گیرایی شهودی است، لیکن برای تضمین موفقیت در درمان نیاز به پژوهش آزمایش است.
زنان
شیوع سوء مصرف مواد
شیوع سوء مصرف الکل در زمان پایین تر از مردان است، با این حال، میزان سوء مصرف به طور معنی داری از اوایل دهه 1980 تا 1990 افزایش یافته است (کلاسر و بلو، 1993). زنان نسبت به مردان حتی هنگامی که اندازه بدن یکسان در نظر گرفته شود، به طور چشمگیری از الکل تأثیر می پذیرند. زنان نسبت به مردان اختلافهایی از نظر مسمومیت حاد (یعنی زنان با مقادیر کمتر الکل مسموم می شوند) و عواقب طولانی مدت (یعنی زنان نسبت به سیروز آسیب پذیرتر هستند ) دارند. سوء مصرف کنندگان کوکائین و الکل زن نیز به نظ رمی رسد نسبت به اختلال افسردگی مستعدتر هستند. مصرف داروهای تجویزی معمولاً در میان زنان شایع تر از مردان است.
بررسی پژوهشهای انجام شده در داخل و خارج از کشور :
اخبار رسیده از چین درباره قرارداد جدید که بوسیله وزاری مختار متحدین منتشر شد ظاهراًًً همان نویدهائی را در پهنه تجارت میدهد که در سال 1845، بدنبال پایین نخستین جنگ چین، در جلوی چشمان سوداگران برقص درآمده بود. با فرض این که تلگراف رسیده از پطرزبورگ صحت داشته باشد آیا کاملا مسلم است که افزایش تجارت با چین باید با چند برابر شدن مراکز تجاری انگلیس همراه باشد؟ آیا نتایج جنگ 58-1857 پربارتر از جنگ 42-1841 خواهد بود؟ یک چیز مسلم است که قرارداد 1843 بجای این که صادرات آمریکا و انگلستان را افزون سازد تنها وسیله ای شد تا بحران بازرگانی سال 1847 سریع تر و شدیدتر خودنمائی کند. بهمین روال با اعتلال رؤیای یک بازار بی کناره و وعده های نادرست قرارداد اخیر ممکن است زمینه ساز یک بحران دیگر در یک لحظه حساس ، یعنی در زمانی باشد که بعد از تزلزل عمومی اخیر، بازار جهانی بتدریج در حال جبران میباشد. علاوه بر نتایج منفی ، نخستین جنگ دوم تریاک نیز چنین اثری خواهد داشت، مگر این که فشار عمومی جهان متمدن، انگلستان را وادارد که کشت اجباری تریاک را در هند و ترویج مسلحانه آن را در چین متوقف سازد.
چینیان نمی توانند در آنِ واحد هم کالا بخرند و هم ماده مخدّر؛ در شرایط کنونی گسترش تجارت با چین به گسترش تجارت تریاک منجر شده است؛ رشد این ماده با بالیدگی تجارت قانونی منافات دارد.
در سال 1800 واردات تریاک به چین به 2000 صندوق (معادل با 12000 کیلوگرم) رسید. از قرن هیجدهم ستیز بین تجّار خارجی و گمرکات کشورها آغازیده بود. مبارزه «شرکت هند شرقی» و «امپرتوری آسمانی» از آغاز نوزدهم پدیدار گردید؛ وضعی که کاملاً متمایز و استثنائی بود؛ در زمامی که امپراتور چین برای احتراز از خودکشی مردم خود در آن واحد واردات سم را بوسیله خارجیان و مصرف آن بوسیله بومیان را ممنوع نمود «شرکت هند شرقی» بیدرنگ کشت تریاک را در هند و قاچاق آن را به چین وارد نظام مالی خود کرد. در حالی که «امپراتور نیمه بربر» بر اساس اصل اخلاقی بمقاومت پرداخت دنیای متمدن بر اساس اصلی پولی «Pelf » بمقابله دست زد. بدینسان یک امپراتوری عظیم، با جمعیت جهان، که از پگاه تاریخ بالیده شده است کوشید که با توسل بزور از نفوذ عمومی بیگانگان خود را برکنار دارد و منزوی گردد؛ با این توهم که «کمال آسمانی» را داراست.
سرانجام چنین امپراتوری میبایستی در جریان نبود و همآوردی از پای در میآمد که در یک سوی آن جهان کهن مسلح به انگیزش های اخلاقی قرار داشت و در دو سوی دیگر نمایندگان جامعه خیلی متمدن که برای کسب مزایای خرید ارزان و فروش گران پیکار میکرد.
این مقاله در 31 اوات سال 1858 بوسیله کارل مارکس در لندن نوشته شد و در 20 سپتامبر (29 شهریور) 1858 در روزنامه «نیویورک دیلی تریبون» New – yorj Daily Tribune ، در شماره 5433 بچاپ رسید.
از کارل ماکس
تجارت تریاک
اقدام دولت انگلستان جهت انحصار (کشت) تریاک در هند موجب شد که (مصرف) تریاک در چین ممنوع اعلا شود. نه کیفرهای بی رحمانه «مقنن آسمانی» نسبت به رعایای سرکش خود و نه سختگیری ادارات گمرکی در ممنوعیت ورود تریاک به چین نتوانستند کاری از پیش ببرند. علاوه بر این، مقامات اخلاقی «مرد چینی» سبب شد که اخلاق مقامات امپراتوری (چین)، کارکنان گمرکات و کارمندان کشوری کلاً بفساد گراید. چنین فسادی قلب «دیوانیان آسمانی» را بکام خود کشید و اساس پدرسالاری را ویران ساخت. جرم این فساد در صندوق های تریاکی نهفته بود که از انبار کشتی های انگلیسی مستقر در بندر «وهامپوا» بطور قاچاق وارد امپراتوری میشد.
کار صدور تریاک را شرکت هند شرقی آغازید و «دولت مرکزی» در پکن بطور بیهوده ای کوشید تا از ورود آن جلوگیری کند (ولی موفق نشد) و بتدریج تجارت تریاک نسبت مهمی را در بر گرفت بطوری که در سال 1816 مبلغ مربوط بدان به 2.500.000 پوند بالغ شد. برقراری رقابت آزاد در تجارت با هند، بجز در مورد چائی، که هنوز انحصار آن در اختیار «شرکت هند شرقی » قرار داشت، انگیزه نیرومندی در (تقویت) عملیات قاچاق انگلیسی محسوب میشد.
در سال 1820 تعداد صندوق های تریاک صادراتی به چین 5147 صندوق ،
در سال 1820 به 7000 صندوق،
در سال 1824 به 12639 صندوق رسید.
در این مدت دولت چین ضمن تهدید بازرگانان خارجی، تجار «گنگ» (kong) را که همدست آنان بودند به کیفر رساند؛ با اقدامات بی سابقه ای در زمینه ممنوعیت مصرف تریاک در داخل کشور دست زد و در گمرکات سختگیری های شدیدی را باجرا گذاشت. در فرجام کار، همانند کوشش هائی که در سال 1749 بعمل آمده بود، انبارهای تریاک از جایگاه موقت به پایگاه عملیاتی مناسبی انتقال یافتند. «ماکائو» (Macao ) و «وهامپوا» (Whampoa ) جای خود را به جزیره خود را به جزیره «لینگتینگ» (Lingting)، که در دهانه رودخانه کانتون قرار داشت، دادند. در این مکان تریاک بطور دائم در کشتی هائی که تا بدندان مسلح بودند و بوسیله افراد (مجهز مراقبت میشد) مستقر شد. بهمین روال هنگامی که دولت چین توانست از کار «شرکت کانتون» سابق جلوگیری کند تجارت دست بدست گشت و بعهده افرادی از طبقه پائین تری واگذار شد. اینان حاضر بودند که کار خود را بهر بقا یا طریقی که بوده باشد ادامه دهند. از برکت تسهیلات معظم تری که فراهم آمد تجارت تریاک در عرض ده سال، یعنی از 1824 تا 1834، از 12639 صندوق به 21785 صندوق افزایش یافت.
همانند سال 1800 و 1824 سال 1834 از نظر تاریخ تجارت تریک یک نقطه عطف محسوب میشود. «شرکت هند شرقی» نه تنها از امتیازات خود در تجارت چای با چین محروم شد بلکه ناچار گشت که از هر گونه داد و ستدی کنار کشد.
متعاقباً این شرکت که جنبه تجارتی داشت به یک سازمان دولتی تبدیل شد و داد و ستد با چین کاملاً بعهده واحدهای تجاری خصوصی واگذار گردید. این کار را با چنان شدتی پیش بردند که در سال 1837 تعد اد 39000 صندوق تریاک را به ارزش 25.000.000 دلار، برغم مقاومت نامیدانه ی «دولت آسمانی»، توانستند قاچاقی وارد چین بکنند. در این جا دو نکته قابل توجه است : نخست این که از سال 1826 ببعد در جریان افزایش صادرات تجاری به چین، گام به گام، سهم قاچاق تریاک بطور فزاینده ای افزایش یافت، دوم این که همزمان با کاهش تدریجی منافع صرفاً تجاری دولت انگلیسی – هندی، در زمینه تجارت تریاک اهمیت منافع ناشی از مالیات مربوط باین ماده غیر قانونی رشد کرد. در سال 1837 دولت چین بمرحله ای رسید که میبایستی اقدام مصممانه عاجلی را باجرا میگذاشت. خروج مداوم نقره، در پی واردات تریاک، در خزانه داری «امپراتور آسمانی» و نیز در جریان گردش پولی اختلالاتی پدید آورد. هوناچی، یکی از دولت مردان برجسته چینی، پیشنهاد کرد که تریاک آزاد شود و دولت از آن درآمدی بدست آورد. ولی پس از مباحثات مفصل که با شرکت ارکان امپراتوری بعمل آمد و بمدت یک سال طول کشید «دولت چین» تصمیم گرفت که، « با توجه به ضررهائی که بمردم میرساند خرید و فروش زیانبار آن نباید آزاد گردد.» اگر از سال 1830 گمرکی بمقدار 25 درصد بر ورود تریاک وضع میکردند درآمد حاصله باغ بر 3.850.000 دلار میشد. در سال 1837 چنین درآمدی میتوانست دو برابر گردد ولی «بربر آسمانی» بجای وضع مالیات که بتدریج میتوانست افزایش یابد به فقیر شدن مردم تن داد. در سال 1853 «هسین فنگ» (Hsien Feng ) ، امپراتور کنونی، تحتا شرایط سخت تنگدستی و با آگاهی کامل بدین امر که جلوگیری از ورود فزاینده تریاک به چین امکان ندارد ولی بسیاست سختیگرانه نیاکان خود ادامه داد. «در این رهگذر» en passant (بفرانسه در متن) اجازه بدهید اشاره بکنم که با تعزیر مصرف تریاک بعنوان ارتداد، امپراتور بر علیه قاچاق آن یک تبلیغات دینی راه انداخت. اقدامات خارق العاده دولت چین در سالهای 1837، 1838 و 1839 که همزمان بود با ورود «لین» (Lin) مأمور انهدام تریاک به کانتون، مصادره و معدوم کردن تریاک های قاچاقی بهانه ای شد برای آغاز نخستین جنگ انگلستان با چین. فرجام این جنگ شورش چینیان و خالی شدن خزانه را زمینه ساز شد و سپس روسیه به مرزهای شمالی نفوذ کرد و تجارت تریاک در جنوب در ابعاد وسیعی رواج یافت. چینیان که بخاطر ممنوع کردن تریاک به جنگ تن داده بودند در پایان جنگ این ممنوعیت را در قرارداد گنجاندند ولی عملاً تجارت از سال 1843 از آزادی کامل برخوردار بود.
در سال 1856 ارزش واردات تریاک (به چین) به 35.000.000 دلار برآورده میشد در حالی که در همان سال دولت انگلیسی – هندی درآمدی بمبلغ 25.000.000 دلار از انحصار تریاک بدست آورد که درست با درآمد کل دوات معادل بوده است.
بعنوان امپراتوری (دولت انگلستان) خود را کاملاً بی خبر از تجارت قاچاق تریاک جلوه میدهد و حتی برای ممنوعیت آن قرارداد امضا میکنند ولی بعنوان حکومت هندی کشت تریاک، برغم خسارات زیادی


دسته‌بندی نشده

برای پیدا کردن مطالب مشابه در این سایت ، از قسمت جستجو استفاده کنید 

کلمه کلیدی را وارد کنید :

Author

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *