ملاحظات عملی در تعیین ساختار سرمایه

1ـ کنترل: در طراحی ساختار سرمایه گاهی اوقات مدیریت تمایل دارد که کنترل وی بر شرکت استمرار داشته باشد. این تمایل به ویژه در مورد شرکتهای که در جایگاه یک کارفرما با آن‌ها فعالیت داریم بیشتر می‌شود. تیم مدیریتی فعلی شرکت نه تنها متمایل به حفظ کنترل و مالکیت واحد مورد نظر است بلکه می‌خواهد بدون هیچگونه دخالتی مدیریت را نیز بر عهده داشته باشد. البته این موضوع در مورد شرکت‌های سهامی عام خیلی مهم نیست و در شرکتهای کوچک سهامی خاص مصداق بیشتری دارد. یک سهامدار یا گروهی از سهامداران می‌توانند با خرید تمام یا اکثر سهام جدید منتشر شده کنترل شرکت را به دست گیرند. به منظور اجتناب از ریسک از دادن کنترل، شرکت‌های کوچک ممکن است آهنگ رشد خود را کند ساخته و یا جهت تأمین سرمایه خود اقدام به انتشار سهام ممتاز یا استفاده از استقراض کنند. دارندگان اسناد بدهی دارای حق رای نیستند. پس استقراض یک راه‌حل برای کاهش ریسک از دست دادن کنترل محسوب می‌شود. البته اگر حجم بدهی‌های شرکت خیلی زیاد شود می‌تواند منجر به مشکلات نقدینگی و سرانجام ورشکستگی شود که این حالت دقیقاً معادل از دست دادن کنترل شرکت خواهد بود (وکیلی‌فرد 88).

2ـ انعطاف‌پذیری مالی: ناشی از تغییر در شرایط می‌باشد. شرکت باید در هر زمان که نیاز به وجوه لازم جهت سرمایه‌گذاری سودآور دارد بدون هرگونه تأخیر بی‌مورد و هزینه‌ای، بتواند تأمین مالی نماید. برنامه مالی شرکت باید به اندازه کافی انعطاف‌پذیر باشد تا هر زمان که بخواهد بتواند ترکیب ساختار سرمایه را به تناسب خط مشی عملیاتی شرکت و نیازهای خود تغییر دهد. (وکیلی‌فرد 1388)

3ـ بازارپذیری (قابلیت فروش در بازار)[1]: به معنای آمادگی سرمایه‌گذاران برای خرید یک ورق بهادار و انتظار بازدهی معقول در یک دوره زمانی معین می‌باشد. بازارهای سرمایه پیوسته در حال تغییرند. در یک مقطع زمانی در بازار به انتشار اوراق قرضه تمایل نشان داده می‌شود و در زمان دیگر انتشار سهام در کانون توجه همگان قرار می‌گیرد. به سبب تغییر تمایلات بازار شرکت باید تصمیم بگیرد که آیا باید سهام منتشر کند یا اوراق قرضه. بنابراین روش‌های مختلف تأمین مالی باید با توجه به شرایط عمومی بازار و وضعیت داخلی شرکت صورت گیرد.(وکیلی‌فرد 1389)

این مطلب رو هم توصیه می کنم بخونین:   نکاتی کلی در اداره انضباط

4ـ اندازه شرکت: اندازه شرکت عامل مهمی است که می تواند بر سرمایه مؤثر باشد.گرفتن وام‌های بلندمدت برای یک شرکت کوچک بسیار مشکل است حتی در صورت پیدا کردن چنین تسهیلاتی باید نرخ بهره بالا و شرایط محدودکننده‌ی مختلف قرارداد وام را پذیرفت، که این شرایط ساختار سرمایه را غیرقابل انعطاف کرده و از آزادی عمل مدیریت شرکت می‌کاهد. علی رغم این که اندازه شرکت بر میزان و هزینه‌ وجوه تأمین شده تأثیرگذار است اما روش تأمین مالی را تعیین نمی‌کند. (وکیلی‌فرد 1388)

5ـ هزینه‌های نمایندگی: منابع مورد نیاز برای تحصیل دارائی‌ها می‌توانند از طریق سهامداران یا اعتباردهندگان تأمین شوند. تضاد بین سهامداران و مالکان اوراق بدهی از آنجا نشأت می‌گیرد که ممکن است سهامداران ثروت اعتباردهندگان را به نفع خود در اختیار گیرند. این تضادها مشکلات نمایندگی که شامل هزینه‌های نمایندگی می‌شود را افزایش می‌دهد این هزینه‌ها بر ساختار سرمایه اثرگذار می‌باشند. مدیران هم ممکن است ثروت سهامداران را جهت افزایش میزان پاداش و مزایای خود مورد استفاده قرار دهند.

تأثیر هزینه نمایندگی بر ساختار سرمایه این است که مدیریت باید تا اندازه‌های از بدهی استفاده کند که با استفاده از آن مقدار ثروت سهامداران حداکثر گردد.(وکیلی‌فرد 1388)

[1] – marketability