مفهوم بودجه­ریزی عملیاتی

همان­گونه که اشاره شد، مواد هزینه که در بودجه متداول در قالب وزارتخانه یا سازمان شکل می­گرفت، در بودجه برنامه­ای در قالب برنامه و فعالیت تهیه می­شود. اگر این امر را پایان بودجه برنامه­ای بدانیم، وظیفه بودجه عملیاتی از این نقطه آغاز می شود( صراف 1354).  بودجه عملیاتی بلافاصله پس از بودجه برنامه­ای به­عنوان یک ضرورت و روش اجرائی و کاربردی این نوع تفکر بودجه­ریزی مطرح گردیده­است. بودجه عملیاتی عبارت است از بودجه­ای که براساس وظایف، عملیات و پروژه­هایی که سازمان­های دولتی تصدی اجرای آن­ها را به عهده دارند تنظیم می­شود. در تنظیم بودجه عملیاتی به جای توجه به کالاها و خدماتی که دولت خریداری می­کند و یا به­ عبارتی به جای توجه به وسایل اجرای فعالیت­ها، خودفعالیت و مخارج کارهایی که باید انجام شود مورد توجه قرار می­گیرد . در بودجه عملیاتی علاوه بر تفکیک اعتبارات به وظایف، برنامه­ها، فعالیت­ها و طرح­ها حجم عملیات و هزینه­های اجرای عملیات دولت و دستگاه­های دولتی طبق روش­های علمی مانند حسابداری قیمت تمام شده محاسبه و اندازه­گیری می­شوند. ارقام پیش بینی شده در بودجه عملیاتی باید مستند به تجزیه و تحلیل تفصیلی برنامه­ها و عملیات و نیز قیمت تمام شده آن­ها باشد. در بودجه عملیاتی مشخص است که قیمت تمام شده یک تخت بیمارستان چقدر باید باشد. یک بیمارستان یکصد تختخوابی چقدر هزینه باید داشته باشد . یک مدرسه پنج کلاسه چقدر باید زمان ببرد و چقدر هزینه دربرداشته باشد (فرج وند، ۱۳۸۲).

مهم­ترین مسئله در بودجه­ریزی عملیاتی این است که ما به دنبال شناسایی عوامل تشکیل دهنده هزینه می­باشیم. ضمن اینکه اصلی­ترین وظیفه برای دستگاه­های اجرایی در این نوع بودجه­ریزی، تعیین واحد حجم کار می­باشد و اگر واحد حجم کار به­درستی تعیین نگردد، امکان استخراج هزینه تمام شده وجود ندارد. برای مثال واحد حجم کار یک دانشکده، کلاس درس و یک درمانگاه اورژانس، آمبولانس و یک بیمارستان، بیمار سرپائی و بستری شده می­باشد . استخراج قیمت تمام شده یک فعالیت یا طرح و ارزیابی اقتصادی آنها با استفاده از ابزارهای موجود، نظیر تحلیل هزینه – فایده از چگونگی تخصیص منابع بین فعالیت­های مختلف، دو وجه مشخصه بودجه عملیاتی می­باشند (یوسفی نژاد، ۱۳۸۶).

حسن آبادی و نجارصراف(۱۳۸۶)  بودجه­ریزی عملیاتی را نوعی سیستم برنامه­ریزی، هزینه­یابی و ارزیابی تلقی می­کنند که بر رابطه بودجه هزینه شده و نتایج مورد انتظار تاکید می­ورزد. بنابر این تعریف، درچهارچوب بودجه­ریزی عملیاتی بخش­های مختلف اداری بر اساس استانداردهای مشخص تحت عنوان شاخص­های عملکرد پاسخگو هستند و مدیران در تعیین شیوه نیل به نتایج از اختیار عمل بیشتری برخوردارند. جان مرکر(2002) بیان می­دارد که بودجه عملیاتی تلفیقی است از برنامه عملکرد سالانه و بودجه سالانه که ارتباط این سطوح بودجه­ای یک برنامه را با نتایج مورد انتظار از آن برنامه نشان می­دهد. این بودجه نشان می­دهد که هزینه دستیابی به یک هدف یا مجموعه­ا­ی از اهداف باید سطح معین و مشخصی داشته باشد.

این مطلب رو هم توصیه می کنم بخونین:   بازاریابی داخلی در صنعت بیمه

آذر (کنفرانس بین المللی بودجه ریزی عملیاتی،۱۳۸۶)  بودجه ریزی عملیاتی را عاملی می­داند که برنامه های استراتژیک را به برنامه­های عملیاتی گره می­زند به طوری­که بتوان منبعی به نام پول را به شکل بهینه اختصاص داد.

ستانده یا پیامد؟

موج اول بودجه­ریزی عملیاتی که در سال 1943 آغاز شد توجه سیستم­های بودجه­ریزی را از ورودی­ها به ستانده­ها معطوف ساخت اما موج دوم بودجه­ریزی عملیاتی که در دهه 1990 این روش بودجه­ریزی را احیا کرد پا را از این نیز فراتر نهاد و پیامدها را نیز در نظام­های بودجه­ریزی لحاظ کرد(Kong,2005).

در موج دوم بودجه­ریزی بر مبنای عملکرد اصطلاحی است که به سیستم­های متمرکز بر ستانده­ها و نیز پیامدها اشاره دارد. ویژگی­های مطلوب این دو مفهوم در جدول 1 آورده شده است. در حال حاضر بر سر تمرکز بر ستانده­ها یا پیامدها به عنوان تاثیر ستانده­ها بحث وجود دارد. این بحث در دو سطح مطرح می­شود. نخست این­که مشکلات عملی آشکاری در اندازه­گیری وجود دارد. اغلب اندازه­گیری پیامدها (مانند امنیت ملی بیشتر) به طور مستقیم دشوار می­باشد یا این­که پیامدها پیچیده هستند مانند حالتی که ارتباط­های درونی بین برنامه­ها و زیربرنامه­های مختلف وجود دارد. دوم این­اینکه در یک سطح بالاتر در مورد جوابگویی بحث وجود دارد. مدیران باید در مقابل چه چیزی پاسخگو باشند؟ در عمل ستانده آن چیزی است که سازمان می­تواند بر آن اعمال کنترل کند، اما پیامد نهایی اغلب توسط عوامل بیرونی تعیین می­شود که ماهیتی غیرقابل پیش­بینی دارند. همچنین پیامدهای مشاهده شده را می­توان به شیوه­های گوناگون تعبیر و تفسیر کرد(دیموند، 2005)[1].

[1] Diamond, 2005