عناصر رهبری اصیل

چهار عنصر اساسی رهبری اصیل عبارتند از (آیلس، مورگسون و نهرگانگ[1]، 2005):

خودآگاهی[2]: خودآگاهی رهبران به عنوان آگاهی یا اعتماد به شخصیت، ارزش ها، انگیزه ها، احساسات و ادراکات شخصی آن ها تعریف می شود. رهبران خودآگاه، ضعف ها و قوت های خود را می شناسند، می دانند که چگونه رفتارشان دیگران را تحت تاثیر قرار می دهد، خودشان را می شناسند و می دانند خواهان چه هستند.

اخلاق مداری[3]: جنبه اخلاق مداری، بیان کننده یک فرآیند خودکنترلی است که به موجب آن رهبران ارزش هایشان را با اهداف و فعالیتهایشان تطبیق می دهند. رهبران اصیل در مقابل فشارهای خارجی که بر خلاف استانداردهای اخلاقی شان است از طریق فرآیند کنترل درونی[4] مقاومت می کنند. جنبه اخلاق مداری به شکل درونی و کامل شده ی خود کنترلی اشاره دارد.

پردازش متوازن[5]: پردازش متوازن میزانی است که در آن رهبر، اطلاعات را قبل از تصمیم گیری تحلیل می کند و خواستار دیدگاه هایی از سوی پیروان است که موضع گیری های او را مورد چالش قرار می دهد. در واقع، رهبران اصیل توانایی شنیدن، تفسیر کردن و پردازش کردن هر دو اطلاعات مثبت و منفی را قبل از تصمیم گیری و اتخاذ هر اقدامی دارند.

شفافیت رابطه ای[6]: شفافیت رابطه ای میزانی است که رهبر اصالت خود را به دیگران نشان می دهد، اطلاعات را با دیگران تسهیم می کند و افکار و احساسات واقعی خود را ابراز می کند. یک رهبر اصیل باید به انتقال این اطلاعات در یک حالت باز و صادق به دیگران از طریق خودافشا سازی حقیقی بپردازد.

این مطلب رو هم توصیه می کنم بخونین:   اهمیت رعایت عدالت در سازمان

اسپارو[7]، عناصر مشترک در رهبری اصیل را بررسی کرده است. او چهار ویژگی مشترک را شناسایی کرده است: تقدم خودآگاهی، ماهیت دیرپای من حقیقی، خودکنترلی و  سازگاری، و اصالت و رهبری مثبت و اخلاقی. پژوهشگران چندین عامل دیگر که بر ایجاد رهبری اصیل موثر است را شناسایی کرده اند، شامل: ظرفیت مثبت روان شناختی، استدلال اخلاقی، اتفاقات بحرانی زندگی. رهبری اصیل دارای ویژگی مثبت اعتماد، امیدواری، خوش بینی و انعطاف پذیری است. این ویژگی های شخصیتی می تواند به عنوان جنبه های ثابت شخصیت در نظر گرفته شود، هر چند می توانند از طریق آموزش یا آماده سازی نیز بهبود پیدا کنند. دوم، استدلال اخلاقی به ظرفیت اتخاذ تصمیم های اخلاقی اشاره دارد. و مورد آخر، نقش اتفاقات بحرانی زندگی، چه مثبت و چه منفی، را مطرح می کند که باعث تعدیل تغییر، ارتقاء رشد فردی، یادگیری و درک و کمک به افراد برای اصیل تر شدن می شود (مازوتیس، 2011؛ اسپارو، 2005).

[1] Ilies, Morgeson, & Nahrgang

[2] Self-awareness

[3] Ethical

[4] Internal regulation

[5] Balanced processing

[6] Relational transparency

[7] Sparrowe