سلامت سازمانی

سلامت سازمانی به مجموعه‌ای از خصایص سازمانی نسبتا” بادوام اشاره می کند که طی آن اعتماد به مدیر، همکاران و خود سازمان بیشتر است. این مدارس نفوذ و پویایی بالا، روحیه بالا و بیگانگی پایینی دارند و همچنین سلامت سازمانی با جو انسانی آن، مشارکت در تصمیم گیری ها، فرهنگ سازمانی قوی، و مقیاس های اثربخشی، همبستگی مثبت دارد (هوی و همکاران[1]، 1382، ص 394).

در سازمان‌هایی که به واقع سلامت هستند، همه اعم از کارکنان، مشتریان، سهام‌داران، رقبا، دولت و مردم به طور کلی از اهداف سازمان آگاهی دارند. هر قدر عدم شباهت باورهای روزمره (جوسازمان) با باورهای راهنما (فرهنگ سازمان) بیشتر باشد محیط سازمان ناسالم تر است. بنابراین، باورهای راهنما، تعیین کننده روشی است که هر کار باید براساس آن انجام شود و باورهای روزمره روشی است که کارها عملاً به طور روزانه انجام می شوند، خواه با یکدیگر هماهنگی داشته باشند یا نداشته باشند. یکی از آزمون های مطمئن برای سنجش سلامت سازمانی این است که ببینیم، آیا کارکنان بیشتر از باورهای راهنمای سازمان صحبت می کنند، جنبه های آرمانی آن را مطرح می کنند یا به کاستی ها می پردازند(استانلی[2]،1373).

«مایلز[3]» سلامت سازمانی را وضعی فراتر از اثربخشی کوتاه مدت سازمان می داند. عملیات کوتاه مدت یک سازمان سالم، گرچه ممکن است در یک روز خاص اثربخش یا غیراثربخش باشد، ولی رشد توانایی‌ها و بقای مستمر و سازگاری کافی آن با محیط تحقق پیدا می کند. به عبارت دیگر سازمانی که پیوسته غیراثربخش است، به یقین از سلامت برخوردار نیست. در مجموع، سلامت بطور ضمنی بر حاصل جمع کار اثربخش دلالت دارد (نقل از علاقه بند، 1378). سلامت سازمانی مفهومی است که برای انعکاس کارایی یک سازمان در محیطهای مختلف به تکامل رسیده است و اینکه چگونه آن سازمان نسبت به تغییر در شرایط واکنش نشان می دهد. سلامت سازمانی توانایی سازمان برای عملکرد موثر، تعهد شایسته، تغییر درست و رشد داخلی است. یک سازمان سالم لازم است بین جنبه های عینی و ذهنی تا حدی سازگار باشد. بنابر این سلامت سازمانی نیز نشان دهنده حسن نیت احتمالی زیر مجموعه های روان جمعی  سازمان و انسجام و پیوستگی آنها با حقیقت سازمانی است. سازمانهای سالم متشکل از رهبران و دنباله روهای سالم است. سلامت سازمانی بسته به اندازه ای دارد که در آن مردم سالم و موفق هستند و نیازهایشان برآورده می شود. سلامت دانشگاه ضرورت و پویایی ارتباطات حرفه ای معلمان، دانشجویان و مدیران را تشریح می کند(سابانسی[4]، 2009، ص 195-205).  پارسونز در تعریف یک سازمان سالم این چنین می گوید: همه‌ی سیستم های اجتماعی برای بقا و توسعه باید خود را با محیط اطراف انطباق دهند، منابع مربوط را برای بدست آوردن مقاصد خود بسیج کنند، فعالیت های خود را هماهنگ و همسان سازند و در کارکنان خود ایجاد انگیزه نمایند. در این صورت است که سلامت آن‌ها تضمین می گردد (پارسونز[5]؛ تقل از هنس[6]،1382). مایلز برای تعریف و توضیح سلامت سازمانی، از ده ویژگی مدد گرفته است. این ویژگی‌ها با هم در تضاد نیستند و با یکدیگر تعامل دارند.

این مطلب رو هم توصیه می کنم بخونین:   تعاریف فرهنگ سازمانی

در سنجش سلامت سازمانی نیز این ده ویژگی معیارهای اندازه‌گیری این پدیده قرار می‌گیرندکه سه بعد اول آن (تمرکز بر هدف، کفایت ارتباط و توزیع بهینه قدرت) با و ظیفه سازمان ارتباط داشته، دومین گروه ابعاد سلامت سازمانی( کاربرد منافع، اتحاد و همبستگی ، روحیه) با وضع درونی نظام سازمانی و نیازهای حفظ و نگهداری اعضای آن ارتباط دارند و گروه آخر (نوآور بودن، خودمختاری، سازگاری بامحیط ، کفایت حل مشکل) با رشد و تغییر ارتباط دارند(علاقه بند،1391،ص 18-20).

عباس زاده (1369) ویژگیهای سازمانی که جو سالمی دارد را به شرح زیر بیان می کند:

  • در مبادله اطلاعات قابل اعتماد است؛
  • دارای قابلیت انعطاف و خلاقیت برای ایجاد تغییرات لازم برحسب اطلاعات به دست آمده است؛
  • نسبت به اهداف سازمان دارای یگانگی و تعهد است؛
  • حمایت داخلی و آزادی از ترس و تهدید را فراهم می آورد، زیرا تهدید به ارتباط خوب و سالم آسیب می رساند، قابلیت انعطاف را کاهش داده و به جای علاقه به کل نظام، حفاظت از خود را تحریک می کند.

تعریف سلامتی از دیدگاه اداری :

نکات زیر نشان دهنده سلامت اداری در یک سازمان به شمار می آید:

  • احساس مسئولیت کارکنان سازمان در قبال وظایف محوله
  • وابستگی عاطفی و علاقه به سازمان و ارائه خدمت به ارباب رجوع
  • توجه مدیریت به شایسه سالاری، انتخاب و انتصاب افرادشایسته و متعهد
  • مدافع سازمان و احساس غرور به کار توسط کارکنان سازمان
  • جلوگیری از حیف و میل سرمایه و اموال
  • استفاده بهینه از زمان برای ارائه خدمت صادقانه و سعی در افزایش بهره وری
  • داشتن انگیزه مثبت در ارائه خدمت موثر و سازنده
  • و شفافیت و پاسخگویی توسط مدیریت و در اجرای وظایف توسط کارکنان(امیرشاهی،1387،ص 16).

[1] -Hoy & etal.

[2]Stanly

[3] -Mayelz

[4] Sabanci

[5] -Parsons

[6] -Henson