سطوح عملکردی برای مدیریت زنجیره تأمین

برای رسیدن به حداکثر کارآیی و اثربخشی در مدیریت زنجیره­تأمین پنج سطح عملکردی در نظر گرفته شده که هر کدام در راستای سازماندهی سازمان است. مهارت و اثربخشی مدیریت زنجیره­تأمین به صلاحیت و درستی این پنج سطح وابسته است.

سطح اول: ترکیب شرکای زنجیره تأمین: زنجیره­تأمین بر اساس کارآیی عوامل راهبردی و با توجه به نیازمندی­های مشتری زنجیره تأمین، برنامه­ریزی شده است، طوری که محدوده محصولات موجود، خدمات، محصولات جدید یا پخش مشتریان را پوشش دهد. بر پایه آگاهی از محصول نهایی در زنجیره­تأمین پایه­ریزی می­شود. این امر نشان می­دهد که در دوره طولانی، کیفیت محصولات برای ادامه رقابت، باید توسعه و بهبود بیابد و همچنین یکپارچگی زنجیره­تأمین، میزان رقابت­پذیری سازمان را تعیین خواهد کرد.

سطح دوم: استقرار ارتباط­های مشارکتی: این قسمت به انواع مشارکت­ها و تعاملات ضروری شرکت اشاره می­کند. این عملکرد، ارتباط­های زنجیره­تأمین را به مشارکت با عوامل خارج از سازمان گسترش می­دهد. هر تغییری در زنجیره­تأمین باید به اطلاع شرکاء برسد و در تمام زنجیره پیاده شود. در این قسمت عملیات پشتیبانی فرآیندهای زنجیره­تأمین به صورت ذیل می­شود:

üسازماندهی تغییرات و نقش عملکردها در تغییرات زنجیره­تأمین؛

ü فرآیند مشارکتی برای طراحی مجدد زنجیره­تأمین؛

ü اجرای ارزیابی­ها و نقش آن­ها؛

ü جایگاه عملکرد مدیریت زنجیره­تأمین در شرکت.

سطح سوم: طراحی زنجیره­تأمین بر مبنای سوددهی: مدیریت زنجیره­تأمین، مشارکت مؤثر عوامل خارج از شرکت را ایجاب می­کند، اما ارتباط هر شرکت با شرکت­های خارج از آن بسیار مشکل زاست. در مورد شرکا دقت به موارد ذیل ضروری است:

مرکز رقابت: هدف مدیریت زنجیره­تأمین و این­که انتخاب شرکا چه تأثیری بر اهداف رقابتی دارد، انگیزه شرکا و ترکیب آن­ها نیز مهم است.

این مطلب رو هم توصیه می کنم بخونین:   ابعاد هوش معنوی

سطح چهارم: اطلاعات مدیریت زنجیره تأمین: نقش سیستم­های اطلاعات در اصلاح زنجیره­تأمین اهمیت خاصی دارد. این بخش نقش فن­آوری را در اصلاح زنجیره­تأمین نشان می­دهد. تغییرات در سیستم باید اصلاح فرآیندها و راهبرد شرکت و موارد زیر را تحت شعاع قرار دهد.

ü عناصر سیستم زنجیره­تأمین؛

ü نوآوری مربوط به فن­آوری؛

ü استفاده از علائم نرم افزاری؛

üمشکلات موجود در مراحل استقرار.

سطح پنجم: کاهش هزینه زنجیره­تأمین: اصلی­ترین هدف استقرار زنجیره­تأمین، کاهش هزینه است. این تلاش­ها برای راهبردها و سیاست­های افزایش کارآیی انجام می­شود. پنج عامل اصلی مؤثر در کاهش هزینه­ها عبارتند از:

  1. شفاف نبودن فرآیندهای زنجیره­تأمین؛
  2. تغییرات مکرر رویه­های داخلی و خارجی شرکت؛
  3. ضعف موجود در طراحی تولید؛
  4. وجود اطلاعات ناقص یا عدم اطلاعات برای تصمیم­گیری؛
  5. ضعف یا نبود حلقه­های مؤثر بر زنجیره­تأمین در ارتباط بین شرکای زنجیره­تأمین(قضاتی، 1387، ص­ص 15و14).