دوران باستان، فصوص الحکم، انسان کامل

دوران باستان، فصوص الحکم، انسان کامل پایان نامه ها
دوران باستان، فصوص الحکم، انسان کامل پایان نامه ها

. شاید یکی از اسباب اختلاف در تفاسیر گذشته و حال را در همین امر بدانیم. از آنجا که این موضوع یک بحث کلیدی و محوری را مطرح میکند، نوع نگرش ما میتواند در تمامی مسائل دیگر تفسیری و کلامی تأثیر بسزایی بگذارد.
جهت دوم ضرورت مسأله این است که موضوع مورد بحث ما در تمامی علوم اسلامی تأثیرگذار است. زیرا مسألهی مورد بحث در قرآن کریم به عنوان متن اصلی اسلام وجود دارد و تمامی علوم مرتبط با قرآن را تحت تأثیر قرار میدهد. به عنوان مثال: کلام، تفسیر، عرفان، فلسفه. و لذا جهتگیری در این موضوع نقش بسزایی در علوم مختلف خواهد داشت.
جهت سوم، مناقشه برانگیز بودن این موضوع است. از آنجا که این بحث از بحثهای روز و کارآمد و در تمامی محافل روشنفکری مطرح و بسیار هیاهو به پا کرده است، و با اینکه دو دهه از طرح این مسأله درجامعهی ما میگذرد هنوز مقالات و کتابها و سخنرانیهای متعددی را به خود مشغول کرده است آخرین موردی که در موقع نگارش این پایان‌نامه وجود دارد، نامهی سروش به جناب سبحانی تحت عنوان “زنبور یا طوطی” است که به همین مسأله میپردازد و سبب گفتگوهای وسیعی شده است. لذا بر ماست که در این میان جهتگیری خود را مشخص نمائیم تا از آسیبهای احتمالی در امان بمانیم.

فصل اول

کلیات

تاریخچهی تجربهی دینی در الهیات مسیحی و سنت عرفان اسلامی
اگر ما بخواهیم هرچه بیشتر دربارهی سرچشمه بحث تجربهی دینی جستجو کنیم، میتوانیم هرچه بیشتر عقب برویم و سرچشمههای آنرا در دورانهای بسیار دور مشاهده کنیم. زیرا بشر همواره اعتقاد داشته است که موجودی برتر از او وجود دارد و میتوان از راههای گوناگون به شناخت این موجود پی برد. یکی از این راهها مشاهدهی مستقیم موجود برتر بوده است. در سنت غرب این مطلب به دوران باستان14 برمیگردد و در کتب مختلف فلسفی و غیر فلسفی آثاری از چنین عقایدی به چشم میخورد. در جهان شرق به ویژه ایران هم چنین اندیشههای در ادیان سنتی پیش از اسلام وجود داشته است. و این نگاه بعدها در اسلام و در قرآن کریم به وضوح به چشم میخورد. سنتهای عرفانی اسلامی15 حاکی از همین امر است لذا در کتب عرفانی و بررسی حالات عرفاء اموری به نام مکاشفه و مشاهده16 که بسیار شبیه تجربهی دینی در جهان غرب است به چشم میخورد. عرفاء همواره از تجربههایی طبیعی و غیر طبیعی از خداوند سخن گفتهاند. لذا کتب عرفان اسلامی یکی از مهمترین منابع دسترسی به چنین تجاربی است. البته مطلب منحصر در تجارب دینی مسلمانان نیست، و تجارب عرفای هندویی نیز که در کتب مختلفی مثل او پانیشادها17 موجود است نیز گواه این مطلب است. کتبی که به گفتهی اساتید محترم تا اندازه‌ای مورد تأیید بزرگان ما مانند علامه طباطبایی قرار گرفته است.
اما اگر بخواهیم تاریخچه‌ی سخن را در دورهی جدید جستجو کنیم باید شلایر ماخر (1768- 1834) را به عنوان اولین قهرمان این موضوع نام ببریم. پس از گذشت قرون وسطی و سپری شدن دوران تاریک جهل و تاریکی، جنبش‌های مختلفی ظهور نمودند. جنبش پروتستانیسم و رنسانس از این جملهاند. در این میان جنبش رنسانس بیشتر به جنبه‌های اجتماعی و فرهنگی و سیاسی میپرداخت و جنبش پروتستان بیشتر جنبهی مذهبی داشت. این حرکتها به نهضت روشنگری ختم شد که از مردم میخواست که با دیدی عقلانی تمامی مباحث را مورد نقد و بررسی قرار دهند.
شاید بتوان مهمترین کسانی را که غرب را از خواب سنگین بیدار کردند، دکارت18 و هیوم19 نامید، اگر چه نمیتوان دیگران را هم نادیده گرفت. این دو به طرق مختلف مسائل پیشین را مورد نقد و کنکاش قرار دادند و در حجیت امور گذشته تردید نمودند. هیوم حجیت عقل را به تمسخر گرفت و عقل را حس ضعیف شده و بیارزش نامید. این تکانهای شدید، جهان غرب را به لرزه انداخت، به طوری که به گفتهی کانت یکی از بزرگترین اندیشمندان غرب “هیوم مرا از خواب جزمیّت بیدار کرد.”
این تحولات باعث شد که بزرگانی مثل کانت در افکار خود تجدید نظر کنند و دنبال پایههای فکری مستحکمتری بگردند. یکی از این تلاشها بدست شلایرماخر20 متکلم آلمانی صورت گرفت. شلایرماخر که پایههای عقل را سست میدید دنبال بدیلی مناسب برای عقل میگشت، تا بتواند الهیات دینی را توجیه و تبیین بنماید. او مبانی جدیدی را مطرح نمود از جمله اینکه دین دارای گوهری است وگوهر دین تجربهی دینی است. تجربهی دینی نوعی احساس در ارتباط با خداست که در هر انسان متدینی وجود دارد.
این تلاشها بعدها در میان دانشمندان دیگری پیگیری شد، در اینجا میتوانیم از بزرگانی چون: رودلف اوتو، ویلیام جیمز21، آلستون22، پراودفوت23 و …. نیز نام ببریم. البته باید دقت نظر داشته باشیم که اندیشه‌ی شلایرماخر بعدها توسط پیروان او مورد نقد و اصلاحات قرار گفت. برای مثال آلستون تجارب دینی را صرف احساسات و عواطف نمیدانست. بلکه تجارب دینی را حاوی شناخت و ادراک می‌دانست. این تحولات باعث هرچه بیشتر شدن رشد و شکوفایی این نظریه گردید و تا امروز هم کتابهایی در این زمینه چاپ و منتشر میشود.
اما این نظریه البته نه با این نام در جهان اسلام نیز دارای سابقهی طولانی است. شاید به گزاف سخن نگفتهایم اگر بگوئیم که برای اولین بار خود قرآن از وجود چنین تجاربی سخن گفته است.24 قرآن به عنوان کتاب خاتم پیامبران و جامعترین کتاب الهی و معجزهی جاویدان پیامبر اسلام از این امر مهم غافل نبوده است. قرآن صراحتاً از وجود چنین تجاربی سخن گفته است. قرآن جهان را به دو قسمت تقسیم میکند، غیب
و شهاده یا باطن و ظاهر.این تقسیمبندی حاکی از جهان بینی قرآن نسب به جهان است. قرآن پیامبران را دارای رابطهای مرموز و غیر طبیعی با خداوند میداند رابطهای که با این کیفیت و شیوه برای غیر پیامبران ممکن نیست. پیامبران دارای تجارب و مشاهداتی در عالم طبیعت و فوق طبیعت از امر قدسی بودهاند. این رابطه در کاملترین انسانها که ما از آنها به اسم انسان کامل نام میبریم وجود دارد. این رابطه اوج انسانیت یک انسان و اوج تعالی و تکامل یک انسان در این جهان است. لذا شناخت این تجارب و پی بردن به ماهیت و کیفیت آنها بسیار نقش اساسی در تکامل انسان دارا میباشد. این شناختها نابترین و کاملترین شناختها و دارای عمیقترین محتوا و معنی میباشند.
روایات اسلامی، چه روایات صادره از پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله، و چه روایات ائمه از مطالبی دربارهی این تجارب سرشار است. اما آنچه مسلم است قرآن این تجارب را منحصر در پیامبران نمی‌داند و به زبانهای گوناگون و در ضمن داستانهای مختلف، از وجود چنین تجاربی برای غیر پیامبران سخن میگوید، بنابراین بررسی این نوع تجارب هم در خور اهمیت است. خداوند متعال در قرآن مجید اسباب و شرایط مختلفی برای این تجارب و همچنین مشکلاتی در این رابطه سخن می‌گوید. برخی از آیاتی که دربارهی تجربهی دینی در قرآن آمدهاند بدین شرحاند.
1- قُلْ إِنَّمَا أَنَا بَشَرٌ مِّثْلُکُمْ یُوحَى إِلَیَّ أَنَّمَا إِلَهُکُمْ إِلَهٌ وَاحِدٌ فَمَن کَانَ یَرْجُو لِقَاءَ رَبِّهِ فَلْیَعْمَلْ عَمَلًا صَالِحًا وَلَا یُشْرِکْ بِعِبَادَهِ رَبِّهِ أَحَدًا 25.
در این آیهی شریفه خداوند از وجود رابطهای میان خود و پیامبر خود خبر میدهد. بدیهی است که رابطهی میان وجود متعالی و وجود بشری رابطهای عادی نیست. این آیه و آیات نظیر آن شگفتی مشرکان را برانگیخت، زیرا آنها وجود چنین رابطهای را به شدت انکار میکردند، و لذا خداوند در قرآن بر وجود چنین رابطهای تأکید فراوان نموده است. علاوه بر این خداوند به مخاطب پیامبران هم وعدهی نوعی رابطهی بین خالق و مخلوق میدهد که از آن تعبیر به (لقاء خداوند) میکند. اما سخن دربارهی ماهیت این لقاء بسیار است ولیکن آنچه از ظاهر آیه و به قرینهی صدر آیه که رابطه خدا و پیامبر را بیان میکند نوعی مشاهده است، خواه آنرا منحصر به آخرت بدانیم یا آنکه آنرا مربوط به دنیا هم بدانیم. بنابراین خداوند نوعی تجربه دینی را برای پیامبر ومردم عادی ممکن و میسّر میداند.
2- “وَکَذَلِکَ نُرِی إِبْرَاهِیمَ مَلَکُوتَ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ وَلِیَکُونَ مِنَ الْمُوقِنِینَ”26.
این آیه هم خبر از مکاشفه‌ای برای ابراهیم علیه‌السلام میدهد. خداوند در این آیه از واژهی (نری) استفاده میکند که معنا میدهد که خداوند خود چیزهایی را به ابراهیم نشان داده که دیدن آن برای همگان میسر نبوده است. قرآن27 متعلق این مشاهده را ملکوت آسمانها و زمین معرفی میکند که به معنای باطن عالم است. البته سخن پیرامون این آیه و آیات دیگر بسیار است که ما ان شاء الله در طول پایان‌نامه به توضیح آنها بیشتر خواهیم پرداخت.
3- “سُبْحَانَ الَّذِی أَسْرَى بِعَبْدِهِ لَیْلاً مِّنَ الْمَسْجِدِ الْحَرَامِ إِلَى الْمَسْجِدِ الأَقْصَى الَّذِی بَارَکْنَا حَوْلَهُ لِنُرِیَهُ مِنْ آیَاتِنَا”28.
این آیهی شریفه که معروف به آیهی معراج است، دربارهی معراج رسول خدا و حالات معنوی حاصل از این معراج ومشاهدهی آیات خداست میپردازد. خداوند از مشاهدات پیامبر در سوره نجم به کلمهی (کبری)29 تعبیر میکند که دلالت بر شأن و عظمت این مشاهدات میکند. به یقین معراج یکی از خالصترین و نابترین تجارب دینی بشمار میرود. احادیثی که در ذیل این آیه وارد شدهاند گواه این مدعاست.
بنابراین خداوند در قرآن کریم بخش مهمی از آیات را به این پدیدهی نادر وعجیب اختصاص داده است که نشانگر اهمیت این موضوع و جایگاه آن در نظام آیات قرآن میباشد و براستی باید که آیات مربوط به تجارب دینی و مکاشفات الهی را یکی از مهمترین مباحث مطرح در قرآن دانست و بحثهای گستردهای پیرامون معانی دقیق آیات مربوط به این موارد انجام داد.
بدیهی است که اهتمام قرآن به این مسائل باعث شد که مسلمانان و علمای اسلامی در علوم مختلف اسلامی مقدار زیادی از همت خود را در شناختن و رمز گشایی این آیات مصروف کردند، و بحث‌های گستردهای پیرامون این مهم در علوم اسلامی مطرح شد تا ماهیت این پدیده به روشنی بیان میشود.
شاید در میان عالمان اسلامی بیش از همه (عرفاء) به مباحث مربوط به تجربهی دینی و مکاشفات پرداختند عرفای اسلامی به خاطر نوع نگرش به اسلام و جهان بینی اسلام، بیش از دیگران به این مباحث توجه نموده‌اند. ابن عربی، با یزید بسطامی، رابعه عدویه، جنید، سید حیدر آملی از مفاخر عرفان به شمار میآیند. هرکدام از این بزرگان نقش عمدهای در بحث مکاشفات دارا میباشد. بسطامی (261هـ ق) اولین کسی است که از مقام فناء صحبت نمود.30 و حلاّج از بالاترین درجهی شهود و فناء نام برد.31
عرفاء برای نام گذاری حالات خود در این رابطه بیشتر از لفظ مشاهده و مکاشفه استفاده میکنند که بسیار با لفظ تجربه دینی مشابهت دارد. ابن عربی در کتاب فتوحات خود از این دو واژه استفاده نموده است. او میگوید: “مشاهده نزد جماعت صوفیان عبارت است از دیدن اشیاء با دلایل توحید و دیدن حق در اشیاء، و حقیقت مشاهده همان یقین عاری از هرگونه شک است.32
مکاشفه هم دارای تعریفی شبیه به همان است ولکن از نظ
ر ابن عربی مکاشفه از مشاهده کاملتر است مگر اینکه مشاهدهی خدا ممکن بود که در این صورت مشاهده از مکاشفه برتر بود. بنابراین عرفای بزرگی مثل ابن عربی وجود چنین تجاربی را ممکن میدانند و آنرا طریقی مناسب برای رسیدن به خدا و درک حقایق میداند.
بسطامی شهود خود را به نام فناء از شهود مینامید که مقصود از آن این است که انسان فقط در جهان خدا را ببینید و تمام جهان را تجلّیات خدا بداند و وحدت خداوند را در جهان ساری بداند. این تعابیر نشان دهندهی اوج مکاشفه و شهود در میان عرفای اسلامی است. و نشان میدهد که تجارب دینی دارای چنین حد اعلایی هستند که برای همگان قدرت وصول به آن نیست. در این مرتبه از مکاشفه، همهی موجودات در همهی زمانها به عنوان تجلی خداوند دیده میشوند و لذا بالاترین مراتب مکاشفهاند. عرفای اسلامی برای بیان مکاشفات خود کتابهای ارزشمندی را به رشتهی تحریر درآوردند که اهم آنها عبارت از فتوحات مکیّه‌ی ابن عربی و فصوص الحکم ابن عربی، و مصباح الانس قونوی و تمهید القواعد ابن ترکه

دیدگاهتان را بنویسید