مقالات و پایان نامه ها

تاثير غلظت تحت كشنده ديازينون بر تغييرات هيستوپاتولوژيك بيضه و تخمدان ماهي كپور معمولي

(Cyprnius carpio)

مهدي بنايي1، عليرضا ميرواقفي2، كمال احمدي3، رضا عاشوري4 دانشجوي دكتري شيلات، دانشگاه تهران
استاديار دانشكده منابع طبيعي، دانشگاه تهران
دانشجوي كارشناسي ارشد شيلات، دانشگاه آزاد اسلامي واحد تهران شمال كارشناس آزمايشگاه، دانشكده منابع طبيعي دانشگاه تهران

Email: Mahdibanaee@yahoo.com

چكيده
استفاده از ديازينون جهت كنترل آفات نباتي در بسياري از مزارع كشاورزي كه در مجاورت منابع آب شيرين واقع شده اند بسيار رايج مي باشد .از اينرو در اين مطالعه به بررسي سميت تحت كشنده اين آفت كش ارگانوفسفره به عنوان يك آلاينده بوم سازگان هاي آبي، بر روي تغييرات آسيب شناسي بافت بيضه و تخمدان ماهيهاي كپور معمول ي ، Cyprinus carpio، پرداخته شده است. در اين آزمايش ماهيها به مدت 30 روز در معرض غلظت تحت كشنده µg/L 60 و 120 ديازينون قرار داده شدند. تاثيرات آسيب شناسي بافتي ديازينون بر روي بافت بيضه و تخمدان ماهيهاي كپور معمولي ، Cyprinus carpio، نيز با ميكروسكوپ نوري مورد بررسي قرار گرفت. در اين بررسي، تاثير منفي ديازينون بر روي بافت بيضه و تخمدان ماهيها مشخص گرديد .از بين رفتن لولههاي اسپرمساز ،آتروفي سلولها و نيز پيدايش واكوئل در بافت بيضه از مهمترين تغييرات مشاهده شده در ماهيهاي تحت تيمار سم بود. آترزي سلولهاي اووسيت و افزايش فاگوسيتوز سلولهاي دژنره شده در بافت تخمدان نيز در ماهيهاي تحت تيمار سم ديازينون، مشاهده گرديد. اين تغييرات هيستوپاتولوژيك با افزايش غلظت سم، بطور معنيداري افزايش يافت .

كلمات كليدي: ديازينون، ماهي كپور، آسيب شناسي بافتي، بيضه، تخمدان

مقدمه
ديازينون يكي از مهمترين آفت كشهاي ارگانوفسفره ميباشد كه بطور وسيعي در كشاورزي و منازل به منظور
كنترل حشرات در خاك، گياهان، ميوه و محصولات زراعي ديگر استفاده ميشود .ديازينون مورد استفاده در مزارع
كشاورزي محتوي 60 – 90 % ديازينون است، كه معمولا پس از سمپاشي ديازينون بر روي محصولات و گياهان
زارعي، اين سم به سهولت شسته شده و وارد آبهاي سطحي و زير زميني ميشود و در نهايت، مقادير زيادي از اين
سم وارد محيطهاي آبي خواهد شد (Coppage and Mathews, 1974). اگرچه ديازينون بسرعت تجزيه
ميشود ولي تحت شرايط خاص، پايين بودن دما، رطوبت پايين، قليائيت بالا و فقدان فعاليت تجزيهاي ميكروبي، مي-
تواند تا 6 ماه و حتي بيشتر از نظر زيستي در خاك فعال باقي بماند (Eisler, 1986).
توزيع ديازينون در آب، ميتواند بر دامنه گستردهاي از موجودات غيرهدف مانند بيمهرگان، پستانداران، پرندگان و
ماهيها، كه در اكوسيستمهاي آبي زيست ميكنند تاثير بگذارد (0002 ,.Burkepile et al). ديازينون از طريق
باند شدن با آنزيم هاي عصبي استيل كولين استراز و بلوكه نمودن آن سبب اسپاسم عضلاني در جانوران ميگردد .
مقدار LC50 ديازينون بسيار متغير است و به سن، وزن، جنسيت موجود و شرايط اقليمي محيط بستگي دارد. دوزهاي تحت كشنده ديازينون ممكن است منجر به كاهش رشد و توان توليد مثلي و بقاي بيمهرگان آبزي و
همچنين كاهش توان زادآوري، تاخير در بلوغ جنسي اختلال در تغذيه و افت وزن بدن و نيز ناهنجاريهاي عصبي و
رفتاري در ماهيها، دوزيستان، پرندگان و پستانداران ميشود( Eisler, 1986; Dutta and Arends, 2003).
ورود ديازينون به آبهاي سطحي و قرار گرفتن ماهيان در معرض آن حتي در دوزهاي پايين نه تنها موجب بروز
اختلالات عصبي در ماهيان ميگردد بلكه سبب بروز ناهنجاريهايي در آبشش (6991 ,.Dutta et al) سيستم
ايمني(7991 ,.Dutta et al)، سيستم بويايي و اختلال در بروز رفتارهاي توليدمثلي
و (Dutta and Maxwell, 2003) و همچنين تخريب ساختار تخمدان (Moore and Waring, 1996 ) . نيز ميشود (Dutta and Meijer, 2003)بيضه ماهيها
متاسفانه مصرف بيش از حد اين سم در ايران و ورود آن از طريق زهكش مزارع كشاورزي بويژه پس از بارش باران به
آبهاي سطحي( شايقي و جواديان ،1378؛ شايقي و همكاران ،1386؛ سهرابي و همكاران ،1380) خطري جدي و
بالقوهاي براي آبزيان رودخانهها، تالابها و آببندها و استخرها محسوب ميشود .لذا با توجه به پيامدهاي نامطلوب ديازينون بر روي فرايند توليد مثلي جانوران بالاخص ماهيها حتي پيش از بلوغ كامل جنسي و به مخاطره افتادن
تداوم نسل و بقاي آنها مطالعه در اين زمينه و بررسي اثر سم ديازينون بر روي فيزيولوژي توليد مثلي ماهيها در
معرض خطر ضروري به نظر مي رسد. ماهي كپور يكي از مهمترين گونههاي پرورشي در مناطق مختلف ايران
محسوب مي شود و اغلب در نزديكي زمين هاي كشاورزي پرورش داده ميشود .از نظر زيست شناسي نيز شباهت
بسياري بين اين ماهي و ماهيهاي بومي رودخانههاي ايران وجود دارد و به خوبي با شرايط آزمايشگاهي، سازگار
ميشود .بنابراين اين مطالعه با هدف بررسي اثر سم ديازينون بر روي تغييرات هيستوپاتولوژيك غدد جنسي در
ماهيهاي كپور معمولي انجام شد.

مواد و روش ها
تعداد 120 عدد ماهي كپور با وزن متوسط 6/22 ± 365 گرم از مزرعه تحقيقاتي دانشكده دامپزشكي دانشگاه تهـران
خريداري و به آزمايشگاه تكثير و پرورش گروه شيلات و محيط زيست دانشكده منابع طبيعي دانشـگاه تهـران انتقـال
داده شد .ماهيان بطور تصادفي در مخازن فايبرگلاس 200 ليتري توزيع و بـه مـدت 14 روز بـا شـرايط آزمايشـگاهي (دماي آب 4±25 درجه سانتي گراد، غلظت اكسيژن محلول 6 تا 7 ميلي گـرم در ليتـر ) سـازگار و در ايـن مـدت بـا
غذاي تجاري 2 بار در روز و به نسبت 2 درصد وزن بدن تغذيه شدند .
اين آزمايش براساس دستورالعمل OECD و بصورت نيمه استاتيك در سازگان نيمه مدار بسته و در قالب يك طـرح
كاملا تصادفي به ترتيب در دو تيمار سم به غلظت µg/L 60 و 120، يـك تيمـار كنتـرل بـا 3 تكـرار انجـام گرديـد .
ماهيها به مدت 30 روز در معرض سم ديازينون قرار ميگيرند و پس از گذشت دورهي آزمايش ،9 ماهي از هر تيمـار
بصورت تصادفي صيد و پس از بيهوشي با پودر گل ميخك (1 به 5000)، از آنها خون گيـري صـورت گرفـت. پـس از
كالبدشكافي و تعيين جنسيت ماهيها، بافت گناد ماهيها نيـز جهـت مطالعـه آسـيبشناسـي بافـت استحصـال و در
محلول بوئن فيكس گرديد.
براي ارزيابي هيستوپاتولوژيك، پس از كالبد شكافي و تعيين جنسيت، بيضه و تخمدان را خارج گرديد. سپس قطعـات
كوچكي از بخشهاي ابتدايي، مياني و انتهايي هر بافت جدا و در محلول بوئن فيكس گرديد. سـپس نمونـههـا جهـت
آبگيري در درجات مختلف الكل اتليك (70 تا 100%) قرار داده شد .پس از آبگيري، نمونههـا جهـت شـفاف سـازي و
الكل گيري، در محلول گزيلول قرار داده شدند. در طي شفاف سازي در مرحلول گزيلول، تركيبات ليپيـدي معمـولا ازبين ميرود، لذا براي حفظ حالت طبيعي بافتها، و همچنين حفـظ اسـتحكام و پايـداري در تهيـه اسـلايد بـويژه در
مرحلهي برشبرداري، نمونهها در پارافين مذاب در دماي 58- 60 درجه سانتيگراد قرار ميگيرند و پس از اتمام ايـن
مرحله، قالب گيري در پارافين صورت ميگيرد .تهيه اسلايد و برش برداري بوسيلهي دستگاه ميكروتوم صورت گرفـت
و در نهايت لامهاي تهيه شده با هماتوكسيلين و ائوزين رنگآميزي گرديد و با استفاده از لامل و چسب بـالزام سـطح
نمونهها پوشيده شد .

نتايج
در طي دورهي آزمايش در هيچ يك از تيمارهاي آزمايشي و گروه كنترل مرگ و ميري مشاهده نشد. تغييرات رفتاري
در ماهيهاي تحت تيمار سم ديازينون در روزهاي پاياني دورهي آزمايشي كـاملا مشـهود بـود. عـدم تعـادل در شـنا،
تشنج و رعشه، واكنشهاي عصبي به محركهاي خارجي، بياشتهايي از مهمترين تغييرات رفتـاري بـود، كـه در ايـن
ماهيها مشاهده گرديد .اما از نظر مرفولوژي غدد جنسي مـاهي هـاي تحـت تيمـار سـم ديـازينون، بـويژه در غلظـت
µg/l 120 در مقايسه با تخمدان و بيضهي ماهيهاي گروه كنترل، كوچكتر و تا حـدودي نيـز از اسـتحكام كمتـري
برخوردار است. عمدهي ناهنجاريهاي بافتشناسي در گروه تحت تيمار µg/l 120 ديـازينون مشـاهده گرديـد. ايـن
تغييرات هيستوپاتولوژيك در بافت تخمدان و بيضه بيش از 60 درصد از ماهيهاي تحت تيمار ديده شد.
بررسيهاي بافت شناسي و هيستوپاتولوژيك بافت بيضه در ماهيهاي نر كه در معـرض سـم ديـازينون قـرار داشـتند(شكل 1) نشان دهنده بروز ناهنجاريهاي ساختاري در اين بافت است. از بين رفتن مجاري اسپرمبر و بافت بينابيني ،
دژنره شدن سلولهاي لايديگ و آتروفي سلولهاي بافـت بيضـه از مهمتـرين تغييـرات سـاختاري مشـاهده شـده در
ماهيهايي است كه در معرض سم ديازينون قرار داشتند. فاگوسيتوز سـلو لهـاي آسـيب ديـده و در نتيجـه پيـدايش
واكوئلهاي سلولي در ساختار بافت بيضه بويژه در ماهيهاي تحت تيمار µg/l 120 ديازينون ديده شد.
تعداد تخمهاي دژنره شده و فوليكولهاي آترزيا شده در تخمدان ماهيهاي تحت تيمار سم ديازينون، بويژه در غلظت
µg/l 120 بطور معنيداري در مقايسه با ماهيهاي گروه كنتـرل افـزايش يافتـه اسـت. در ايـن مـاهيهـا همچنـين
فاگوسيتوز تخمهاي دژنره شده به وضوح در نمونههاي بافتشناسي قابل روئيت است (شكل 2). به عبارتي ديگر، ايـن
تغييرات هيستوپاتولوژيك با افزايش دوز سم ملموستر است .

شكل 1: در شكل( A) سلولهاي اسپرماتوگونيا، اسپرماتيدها و همچنين عروق خوني و در شكل (B) مجاري اسـپرم سـاز و نيـزفضاي لومن در بافتشناسي بيضهي ماهيهاي كپور معمولي متعلق به گروه كنترل با علامـت سـتاره مشـخص شـده اسـت. در شكل( C و D) افزايش تعداد سلولهاي اسيدوفيليك در بافت بينابيني بيضهي ماهيهاي كپور معمولي متعلق ماهيهاي تحـتتيمار سم ديازينون (غلظت µg/l60)، افزايش تعداد سلولهاي اسيدوفيليك در بافت بينابيني بيضه ديده شـد . در شـكل (E) دژنره شدن و از بين رفتن لولههاي اسپرمساز بافت بيضه و نيز در شكل (F) دژنره شـدن و آتروفـي سـلولهـاي بافـت بيضـه وپيدايش واكوئل در ساختار بافت بيضهي ماهيهاي كپور معمولي تحت تيمار µg/l 120 سم ديازينون مشاهده گرديد.

شكل 2: در شكل( H ،Gو I) مراحل مختلف تكامل اووسيت، از اوسيتهاي اوليه تا مراحل پاياني زردهزايـي در بافـت شناسـيتخمدان ماهيهاي كپور متعلق به گروه كنترل قابل روئيت اسـت. در شـكل (J)، اووسـيت هـايي كـه دچـار آترزيـا شـدهانـد در بافتشناسي تخمدان ماهيهاي كپور متعلق به تيمار µg/l 60 ديـازينون مشـاهده گرديـد. در شـكل (K و L) نيـز آترزيـا در
اووسيتها در مرحلهي زردهزايي و همچنين اووسيتهاي در حال تجزيه و فاگوسيتوز در مـاهي هـاي تحـت تيمـارµg/l 120 ديازينون ديده شد .

بحث و نتيجه گيري
نفوذ زهكش مزارع كشاورزي، روانابهاي سطحي و فاضلابهاي شهري حاوي سم ديازينون به منابع مختلف آبي
همچون رودخانهها، تالابها، درياچهها، آب بندها و مزارع پرورشماهي و ديگر آبزيان بويژه پس از بارش بارانهاي
فصلي ميتواند بر طيف گستردهاي از موجودات غير هدف نظير ماهيها، كه در اين اكوسيستمهاي آبي زيست
ميكنند، تاثير بگذارد و حتي موجب مرگ و مير بسياري از آنها و تجمع زيستي اين سم در بدن آنها گردد (0002 ,.Burkepile et al). ديازينون از طريق آبششها، پوست و سيستم گوارشي به راحتي وارد بدن ماهيها
ميشود .قابليت انحلال اين سم در چربي سبب شده تا اين سم به راحتي از ساختار فسفوليپيدي غشاهاي زيستي
عبور نمايد و در طي كمتر از 24 ساعت از قرار گرفتن ماهيها در معرض سم ديازينون غلظت اين سم در بافتهاي
مختلف بدن بويژه خون به سطح مشابه غلظت اين سم در محيط ميرسد و در بافتهاي مختلف بدن تجمع مييابد (Vale, 1998). اگرچه بخش عمده اي از سم وارد شده به بدن پس از سم زدايي در كبد از بدن دفع مي گردد ولي
بخش از آن نيز ممكن است در بافتهاي مختلف بدن از جمله غدد جنسي تجمع يابد و با تاثير گذاشتن بر روي
سلولهاي غدد جنسي سبب بروز ضعف و كاهش توان زادآوري در جانوران گردد (4991 ,.Abdel Aziz et al).
اندازهي كوچكتر و تحليل غـدد جنسـي در مـاهيهـاي تحـت تيمـار سـم ديـازينون، بـويژه در گـروه تحـت تيمـار
µg/l 120 در مقايسه با ماهيهاي گروه كنترل و نيز خونريزي در سطح خارجي غدد جنسي اين ماهيها از مهمترين
علائم ظاهري مشاهده شده در اين آزمايش است. مطالعه آسيبهاي بافت شناسـي غـدد جنسـي مـاهيهـايي كـه در
معرض سم ديازينون قرار داشتند نيز حاكي از بروز آسيبهاي شديد هيستوپاتولوژيكي در غدد جنسي آنهـا اسـت. در
واقع، قرار گرفت ماهيها در معرض سمومي نظير ديازينون ميتواند تـاثير بسـزايي در كـاهش انـرژي تخصـص يافتـه
جهت رشد و تكامل غدد جنسي گردد. به عبارتي ديگر، ماهيها پس از قرار گرفتن در معرض يك آلاينده، بخش قابل
توجهي از انرژي دريافتي از طريق غذا را صرف برقرار هموستازي و حفظ تعادل فيزيولوژيكي خود در جهت مقابلـه بـه
پيامدهاي ناخواستهي ورود سم به بدن خود مينمايند .از سويي ديگر كاهش اشتهاي اين ماهيهـا و همچنـين ايجـاد
تغيير در توانايي در يافتن و گرفتن غذا ناشي از تاثير سم ديازينون بر حواس بويـايي و چشـايي و نيـز بلوكـه نمـودن
فعاليت استيل كوليناستراز نيز موجب تشديد وخامت وضعيت فيزيولوژيكي اين ماهيها ميگردد
(Fulton and Key, 2001). از اينرو انرژي كمتري به منظور رشد و تكامل غدد جنسي و توليد سلولهاي جنسي
اختصاص خواهد يافت و كاهش رشد غدد جنسي آنها در تماس با سم ديازينون امري طبيعي خواهد بود.
براساس نتايج بدست آمده از مطالعات آسيبشناسي بافت بيضه، ميتوان چنين نتيجه گرفت كه تجمع سم ديـازينون
در غدد جنسي اين ماهيان، علاوه بر آتروفي سلولهاي لايديگ و ميتواند موجب كاهش سـطح سـنتز هورمـونهـاي
جنسي در اين ماهيها گردد .كاهش اندازه و تعداد سلولهاي زايا و ژرمينال فعال، و كاهش قطر مجاري اسپرمسـاز از
ديگر تاثيرات ديازينون بر بيضه ماهيان نري كه در معرض سم ديازينون قرار داشتهاند، ميباشد، كه نتايج بدست آمده
توسـط ديگـر محققـين نيـز مويـد همـين امـر اسـت (Dutta and Meijer, 2003). افـزايش تعـداد سـلولهـاي
اسيدوفيليك در بيضهي ماهيهاي تحت تيمار µg/l 60 ديـازينون، نشـان دهنـدهي افـزايش سـطح پراكسيداسـيون
ليپيدي غشاي سلولهاي بافت بيضه و افزايش حجم متابوليتهـاي فسـفوليپيدي غشـاهاي سـلولي در نتيجـه دژنـره
شدن لايهي فسفوليپيدي غشا است كه سرآغاز نكروز سلولي ميشود .تغييرات هيستوپاتولوژيك لولههـاي اسـپرمسـاز
ميتواند به تخريب اپيتليوم زاياي بيضه منجر گردد. از اينرو قرار گرفتن ماهيها در معرض ديازينون ممكـن اسـت بـا
نكروز سلولهاي اسپرماتوژنيك و نيز سلولهاي سرتولي توام باشد. در واقع پيدايش واكوئلها در سلولهاي سـرتولي و
تغييرات آسيبشناسي بافت بيضه ظاهرا به علت فعاليت فاگوسيتوزي و تحليل و تضعيف فعاليت سلولهـاي سـرتولي
است، كه اين امـر مـي توانـد موجـب ايجـاد وقفـه در فراينـد اسـپرماتوژنز و بـه تـاخير افتـادن رونـد توليـد و بلـوغ
اسپرماتوزوئيدها شود. راديكالهاي آزاد توليد شده در حين متابوليسـم سـم ديـازينون در كبـد مـيتواننـد بـا ايجـاد
پراكسيداسيون ليپيدي و تخريب غشاي سلولي سلولهاي بيضه از كارايي بيضهها در سنتز هورمون و توليد محصولات تناسلي با كيفيت بكاهند (Dutta and Meijer, 2003).
در اغلب تخمكهاي در مرحلهي زردهزايي وقوع آترزيا يا به عبارتي دژنره شدن اووسيت ممكن است از نظر
فيزيولوژيك امري طبيعي بنظر آيد. اما افزايش تعداد اووسيتهايي كه دچار آترزيا ميشوند ممكن است در شرايط
نامساعد محيطي و فيزيولوژيكي به عنوان يك شاخص زيستي محسوب شود (Mytilineou, 2000). قرار گرفتن
ماهيها در معرض ديازينون، در غلظتهاي µg/l 120 و 60 سبب افزايش تعداد اووسيتهاي آترزيا شده، گرديده
است .از مهمترين مشخصهاي اين اووسيتها كه دچار آترزيا شدهاند، ميتوان به از همپاشيدگي هسته، تجزيه غشاي
زرده و همچنين افزايش در تعداد و اندازهي سلولهاي لايهي فوليكولي و تغيير حالت و آبكي شدن گلبولهاي زرده و
نيز تغيير رنگ محتويات سلولي اشاره كرد. تغييرات دژنراتيو يا به عبارتي آترزياي اووسيتها در نهايت منجر به مرگ سلولي، توقف فرايند ميتوز در سلولهاي لايه فوليكولي، بويژه سلولهاي لايه گرانولوزا ميگردد .در طي آترزياي
سلولي و مرگ اووسيتها، سلولهاي فاگوسيتوزي آنها را از بين ميبرند .از اينرو افزايش فاگوسيتوز اووسيتهاي
دژنره شده، بويژه در تخمدان ماهيهايي كه در تماس با غلظت µg/l 120 ديازينون قرار داشتهاند، نيز مويد همين
امر است كه در نهايت ممكن است به كاهش هماوري اين ماهيها منجر گردد .از طرفي ديگر، دژنرسانس سلولهاي
لايهي فوليكولي نيز ممكن است به كاهش سطح سنتز استروئيدهاي جنسي و تاخير در روند بلوغ سلولهاي جنسي و
نيز تحليل تخمدانها بيانجامد. نتيجهي تحقيقات صورت گرفته بر روي ماهي آبشش آبي در تماس با سم ديازينون
نشان ميدهد كه با افزايش غلظت سم و نيز زمان تماس ماهي با سم ميتواند پيامدها و تغييرات هيستوپاتولوژيكي
بيشتري در بافت تخمدان اين ماهيها رخ دهد( Dutta and Maxwell, 2003).
از سوي ديگر اين نكته را نيز بايد مد نظر داشت كه سموم ارگانوفسفره نظير ديازينون مي توانند با ايجاد اختلال در
عملكرد نوروترانسميترها و همچنين فعاليت غده هيپوفيزي بطور مستقيم فعاليت غدد جنسي را مهار نمايند (0002 ,.Sarkar et al). در واقع ديازينون همچنين با تاثير گذاشتن بر روي سلولهاي گنادوتروپ هيپوفيز، در
سنتز و ترشح گنادوتروپين نيز اخلال ايجاد مي نمايند كه اين امر نيز به نوبه خود مي تواند فرايند گامتوژنز و سنتز
هورمونهاي جنسي را در ماهيها مختل نمايد( Maxwell and Dutta, 2005).
مطالعات مختلف نشان داد كه سمومي نظير ديمتوآت و ليندان مستقيما با تخريب پروتئينهاي تنظيم كننده
استروئيدها و همچنين ايجاد تغييرات هيستوپاتولوژيكي در بافت بيضه، توليد آنها را در سلولهاي لايديگ مهار
ميكنند و اين سبب كاهش سطح سنتز تسوسترون در جانوران ميگردد
(2991 ,.Walsh et al., 2000; Ray et al). ارگانوفسفرهها سطح هورمونهاي استروئيدي پلاسما را از طريق
افزايش كاتابوليسم آنها، كاهش ميدهند. بررسيهاي صورت گرفته در اين زمينه نشان ميدهد كه سمومي نظير
ديكلروفوس، دروسبان، ديازينون، فورادان و كلروپيريفوس توليد هورمونهاي استروئيدي را مهار مي نمايند
(Civen and Brown, 1974). به عبارتي، كاهش سطح هورمونهاي جنسي نيز مي تواند موجب به تاخير افتادن
بلوغ جنسي، كاهش شاخص گنادوسوماتيك و تحليل رفتن غدد جنسي در ماهيها گردد .در نتيجه ماهيها توان
زادآوري خود را از دست داده و نسل آنها در طي مدت زماني كوتاه منقرض خواهد گرديد.
ديازينون و متابوليتهاي آن پس از ورود به بدن و گذر از سدهاي بيولوژيك بدن با ايجاد اختلالات فيزيولوژيكي بطور
مستقيم و غير مستقيم بر توليدمثل ماهيها تاثير بگذارد .نتايج بدست آمده در اين تحقيق به خوبي گويايي اين امر است كه ديازينون ميتوان با ايجاد تغييرات شديد هيستوپاتولوژيك در بافت غدد جنسي ماهيها، از جمله دژنرسانس
لولههاي اسپرمساز، نكروز سلولهاي اسپرماتوسيت و نيز ايجاد واكوئلهايي در سلولهاي سرتولي بافت بيضه و
همچنين نكروز اووسيتها و افزايش فرايند فاگوسيتوز اووسيتهاي آترزيايي شده و در نتيجه كاهش هماوري ماهيها
زمينه ساز نابودي نسل آنها گردد. لذا با توجه به اين امر و گزارش ديگر محققين توصيه مي شود پيش از مصرف هر
گونه سم دفع آفات نباتي به پيامدهاي مخرب زيست محيطي آن و احتمال نابودي آبزيان ساكن در بوم سازگانهاي
نزديك به مزارع كشاورزي توجه شود. زيرا در غير اينصورت بايستي شاهد تشديد روند نابودي ماهيهاي بومي و نيز

سپاسگزاري

منابع
1. سهرابي، ت. حسيني، ع. ا. طالبي، خ .1380. تغييرات كيفي رواناب در شاليزارهاي گيلان و فومنات. علوم و فنونكشاورزي و منابع طبيعي، جلد 5، شمار اول. صفحات 1 تا 14.
2. شايقي، م. جواديان، س. ا .1378؛ بررسي باقي مانده حشره كش هاي ليندن و ديازينون در محصول برنج شاليزارهاي شهرستان تنكابن. مجله علوم و تكنولوژي محيط زيست تابستان 1380؛( 9):51- 58.
3. شايقي، م. دارابي، ح. ابطحي حسيني، م. صادقي، م. پاك باز، ف. گلستانه، س. ر .1386؛ بررسي و تعيين مقدار بقاياي حشرهكشهاي ديازينون و مالاتيون در آب رودخانههاي شاهپور، مند و دالكي (استان بوشهر). مجله طب جنوب؛( 10): 54- 60.

4. Abdel Aziz, M. I. Sahlab, A. M. Abdel Khalik, M. 1994; Influence of diazinon and deltamethrin on reproductive organs and fertility of male rats. Dtsch Tierarztl Wochenschr; 101(6): 230-2.
16. Burkepile, D. E. Moore, M. T. Holland, M. M. 2000; The susceptibility of five nontarget organisms to aqueous diazinon exposure. Bull. Environ. Contam. Toxicol. 64, 114–121.
5. Civen M, Brown CB. The effect of organophosphate insecticides on adrenal corticosterone formation. Pesticide Biochem Physiol 1974; 4(3): 254-9.
6. Coppage, D. C. Matthews, E. 1974; Short term effects of organophosphate pesticide on cholinesterases of estuarine fishes and pink shrimp. Bull. Environ. Contam. Toxicol. 32, 483– 488.
7. Dutta, H. M. Meijer, H. J. M. 2003; Sublethal effects of diazinon on the structure of the testis of bluegill, Lepomis macrochirus: a microscopic analysis. Environmental Pollution 125 : 355–360.
8. Dutta, H. M., Arends, D., 2003. Effects of endosulfan on brain acetylcholinesterase activity in juvenile bluegill sunfish. Environmental Research 91, 157–162.
9. Dutta, H. M., Maxwell, L., 2003. Histological examination of sublethal effects of Diazinon on ovary of Bluegill, Lepomis macrochirus. Environ. Poll. 121, 95–102.
10. Dutta, H. M., Munshi, J. S. D., Roy, P. K., Singh, N. K., Adhikari, S., Killius, J., 1996. Ultrastructural changes in the respiratory lamellae of the catfish, Heteropneustes fossilis, after sublethal exposure to malathion. Environ. Poll. 92, 329–341.
11. Dutta, H. M., Qadri, N., Ojha, J., Singh, N. K., Adhikari, S., Datta Munshi, J. S., Roy, P. K., 1997. Effect of diazinon on macrophages of bluegill sunfish, Lepomis macrochirus: a cytochemical evaluation. Bull. Environ. Contam. Toxicol. 58, 134–141.
12. Eisler, R., 1986. Diazinon hazards to fish, wildlife, and invertebrates: a synoptic review. U. S. Fish and Wildlife Service, U. S. Dep. Int. Was. DC 85 (1.9), 1–38.
13. Fulton, M. H., Key, P. B., 2001. Acetylcholinesterase inhibition in estuarine fish and invertebrates as an indicator of organophosphorus insecticide exposure and effects. Environ.
Toxicol. Chem. 20, 37.
14. Maxwell, L. B. and Dutta, H. M. 2005; Diazinon-induced endocrine disruption in bluegill sunfish, Lepomis macrochirus. Ecotoxicol Environ Saf; 60(1): 21-7.
15. Moore, A., Waring, C. P., 1996. Sublethal effects of the pesticide Diazinon on olfactory function in mature male Atlantic salmon parr. J. Fish. Biol. 48, 758–775.
16. Ray, A. Chattarjes, S. Ghosh, S. Bhattacharya, K. Pakrashi, A. Deb, C. 1992; Quinalphosinduced suppression of spermatogenesis, plasma gonadotrophins, testicular testosterone production, and secretion in adult rats. Environ Res; 57(2): 181-9.

17. Sarkar, R. Mohanakumar, K. P. 2000; Chowdhury M. Effects of an organophosphate pesticide, quinalphos, on the hypothalamo pituitary gonadal axis in adult male rats. J Reprod Fertil; 118(1): 29–38.
18. Vale, J. A., 1998. Toxicokinetic and toxicodynamic aspects of organophosphorus OP insecticide poisoning. Toxicol. Lett. 102–103, 649.
19. Walsh, L. P. Webster, D. R. Stocco, D. M. 2000; Dimethoate inhibits steroidogenesis by disrupting transcription of the steroidogenic acute regulatory (StAR) gene. J Endocrinol; 167(2): 253–63.

The effect of diazinon on histophatological changes of testis and ovaries of common carp (Cyprinus carpio)

Mahdi Banayi1, Alireza Mirvaghefi2, Kamal Ahmadi3, Reza Ashori4.

Email: Mahdibanaee@yahoo.com

Abstract
Diazinon is commonly used for pest control in the agricultural fields surrounding freshwater reservoirs. So this study was conducted to determine the sub-lethal toxicity of this organophosphorous pesticide, contaminating aquatic ecosystems as a pollutant, and its effects on histopathology of testis and ovaries common carp, Cyprinus carpio. Diazinon was applied at sub-lethal concentrations of 60 µg/l and 120 µg/l at 30 days. The histhopathological effects of diazinon on testis and ovaries tissues of Cyprinus carpio were determined by light microscopy. In this study, negative effect of diazinon on the testicular and ovarian tissues of common carp is investigated. The degeneration of seminiferous tubules, atrophy and vacuolation in testicular tissues are most important changes observed in treated fish by diazinon. The atretic oocyte and degenerative cell phagocytize in ovarian tissues of fish exposed to diazinon were seen. Histopathological changes were significantly increased related with increasing diazinon concentrations.

Keyword: diazinon, histopathology, Common Carp, testis